- آيا ( كافران ) مىگويند اين ( قرآن ) را خود درست كرده و به خدا نسبت داده بگو اگر راست مىگوييد شما هم با كمك هر كه مىخواهيد ده سوره مثل آن درست كنيد و به خداوند افترا ببنديد ، پس هرگاه ( كافران ) به شما پاسخ مثبت ندادند يقين بدانيد كه اين قرآن به علم إلهى نازل گشته است « 1 » سپس آنان را به آوردن يك سوره تحدّى كرد كه :
( أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ . . .
- آيا مىگويند آن را به خدا افتراء زده بگو پس يك سوره مانند آن بياوريد « 2 » ، سپس اين مطلب را تكرار فرمود :
( وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ . . .
- و اگر از آنچه بر بندهمان نازل كرديم در ترديد هستيد پس سورهاى از مثل آن بياوريد « 3 » ، و چون از معارضه با آن عاجز ماندند ، و يك سوره هم نتوانستند مثل آن بياورند ، با همه گويندگان و سخنوران و بليغانى كه داشتند ، خداوند عجز آنان را آشكار كرد و إعجاز قرآن را چنين بيان داشت كه :
( قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
- بگو اگر همهء أفراد انس و جن دست بهم دهند تا همانند اين قرآن كتابى بياورند نخواهند توانست هر چند كه همگى پشتيبان و كمك هم باشند « 4 » ، با اينكه آنها فصيحان چيره دستى بودند ، و حريصترين چيزى كه داشتند خاموش كردن نور قرآن و مخفى داشتن أمر آن بود ، پس اگر توان مقابله و معارضهء با آن را مىيافتند حتما همان كار را مىكردند تا دليل را قطع كنند و حجّت را تمام نمايند ، ولى از هيچيك از آنان نقل نشده كه با خود انديشيده باشد كه دست به چنين كارى بزند ، يا قصد آن را كرده باشد ، بلكه گاهى عناد مىورزيدند ، و گاهى به مسخره كردن مىپرداختند ، يكبار گفتند : « سحر است » و بار ديگر گفتند : « شعر است » و گاهى گفتند : « افسانههاى پيشينيان » كه تمام اين گفتهها از روى حيرت و بىجواب ماندنشان بود ، سپس شمشيرها را بر گردن خود پذيرفتند و به اسارت زن و فرزندشان راضى شدند ، و ثروتهايشان را به يغما از دست دادند ، با اينكه تعصّب و تكبّر و غرورشان بر همه معلوم است ، بنابراين اگر مىتوانستند مثل آن را بياورند به همان مبادرت مىورزيدند ، چون بر ايشان آسانتر بود ، و چنان كه حاكم از ابن عبّاس آورده كه گفت : وليد بن - مغيره به محضر پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم شرفياب شد ، و آن حضرت بر او قرآن
هامش
( 1 ) هود ، 13 و 14
( 2 ) يونس ، 38
( 3 ) بقرة ، 23
( 4 ) اسراء ، 88