تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
خواند ، انگار دلش به آن نرم شد ؛ پس اين خبر به گوش ابو جهل رسيد ، به نزد وى رفت و گفت : اى عمو قوم تو مىخواهند برايت ثروتى جمع كنند تا به تو بدهند ؛ زيرا كه تو به نزد محمد رفتى تا آنچه پيش آورده و گفته معارضه نمايى ، وليد جواب داد : قريش مىداند كه من از همه ثروتمندترم ، ابو جهل گفت : پس دربارهء آن سخن بگوى كه به قومت برسد كه تو آن را خوش نمىدارى ، وليد گفت : چه بگويم ! به خدا سوگند كسى در ميان شما نيست كه به شعر از من داناتر باشد ، و رجز و قصيده و يا اشعار جن را از من بهتر بشناسد ، به خدا كه آنچه او ( محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مىگويد هيچ شباهتى به اينها ندارد ، و به خدا كه آنچه مىگويد شيرينى عجيبى دارد ، و دلپذيرى و شادابيش شگفت‌انگيز است ، و براستى كه بالاى آن پرميوه و پايين آن خرّم است ، و بلندتر مىرود و هيچ‌چيز بر آن برترى نمىيابد ، و هر چه پايينتر از خودش هست خرد مىسازد ، ابو جهل گفت : قوم تو راضى نمىشوند تا اينكه در مذمّت آن چيزى بگويى ، گفت مهلتى ده تا بينديشم ، پس چون انديشيد گفت : اين « سحرى است نقل شده » كه از غير خودش آن را روايت مىكند . جاحظ گفته : خداوند محمد صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم را در حالى برانگيخت كه عربها از هر وقت ديگرى شاعران و سخنورانشان بيشتر ، و لغتشان استوارتر ، و آمادگيشان بهتر بود ، پس آن جناب عالى و دانى آنان را به توحيد خداوند و تصديق رسالتش فرا خواند ، و با دليل آنها را دعوت كرد ، و چون عذرى برايشان باقى نگذارد و شبهه‌هايشان را بر طرف ساخت ، و چيزى جز هواى نفس و تعصب باطل آنها را از اقرار بازنمىداشت ، و جهل و حيرت مانع از ايمان آوردنشان نبود ، بر آن شدند كه دست به شمشير زنند ، پس پيغمبر مهياى جنگيدن با آنها شد ، آنها هم در پى جنگيدن شدند ، و از بزرگان و شخصيتها و عموها و عموزاده‌هايشان را بقتل رسانيد ، و در تمام اين مدّت با قرآن بر آنها استدلال مىكرد ، و هر صبح و شام آنها را دعوت مىنمود كه اگر دروغ است با آن معارضه كنند هر چند با يك سوره يا چند آيهء كم ، و هر چه بيشتر تحدى مىكرد و ناتوانيشان را از مقابله با آن به رخشان مىكشيد نقص آنها را آشكارتر مىساخت ، و بىكفايتى آنان را روشن‌تر مىنمود ، و چون حيله و دليلى عليه آن نيافتند گفتند : تو از أخبار گذشتگان چيزها مىدانى كه ما نمىدانيم ، لذا مىتوانى بياورى آنچه را كه ما نمىتوانيم . فرمود : پس آنها را به طور دروغين بياوريد ، ولى هيچ سخنورى در پى اين كار برنيامد ، و هيچ شاعر به انجام آن طمع