تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
چون همهء أشياء تسبيح مىگويند و عصيان ندارند و شما انسانها معصيت مىكنيد ، پس با اين تعبير ختم گرديد به جهت رعايت آنچه در آيه تقدير شده كه همان عصيان باشد ، همچنان‌كه در حديث آمده : « اگر چهارپايان چرا كننده و سالمندان ركوع‌كننده و أطفال شيرخواره نبودند هرآينه عذاب بر شما ريزش مىنمود » . و بقولى : تقدير آن : حليم از كوتاهى تسبيح‌گويان ، آمرزندهء گناهانشان مىباشد ، و بقولى : حليم از مخاطبين است كه تسبيح را درك نمىكنند چون نظر در آيات و نشانه‌هاى عبرت‌انگيز را إهمال نموده‌اند تا با تأمّل در آنچه در مخلوقاتش به وديعت سپرده امورى كه مايهء تنزيه او است را بازشناسند . تذكّر سوّم : در فواصل مواردى است كه در قرآن بىنظير مىباشد ، مانند فرمودهء خداوند پس از دستور به چشم فروگرفتن در سورة النور كه :
( إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ )
« 1 » ، و فرمودهء خداوند پس از أمر به دعا و استجابت :
( لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ )
« 2 » . و بقولى : در آن تعريض به شب قدر است كه آن را پس از ياد ماه رمضان ذكر كرده ، يعنى شايد كه به شناخت آن إرشاد گردند .

( تصدير ) :

و أمّا تصدير آن است كه همان لفظ عينا در اوّل آيه آمده باشد ، ردّ العجز على الصدر نيز ناميده مىشود . و ابن المعتز گفته : و آن بر سه گونه است : اوّل : اينكه آخر فاصله با آخرين كلمه در صدر موافقت كند ، مانند :
( أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَ الْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً )
« 3 » . دوم : اينكه با اولين كلمه از صدر موافقت نمايد ، مانند :
( وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ )
« 4 »
( قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ )
« 5 » . سوم : اينكه با برخى از كلماتش موافقت دارد ، مانند :
( وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ )
« 6 » ،
هامش
( 1 ) نور ، 30 ( 2 ) بقرة ، 186 ( 3 ) نساء ، 166 ( 4 ) آل عمران ، 8 ( 5 ) شعراء ، 168 ( 6 ) أنعام ، 10