مشترك هستند كه گرسنگى تهى بودن باطن از غذا ، و برهنگى خالى بودن ظاهر از لباس است ، و تشنگى و چاشت در سوز مشترك هستند ، كه تشنگى سوزاندن باطن ، و هنگام چاشت : سوخته شدن ظاهر از حرارت آفتاب است ، چنين تعبير گرديده است .
و ديگر از أنواع آن مقابله ناميده مىشود ، و آن ذكر كردن دو لفظ يا بيشتر است سپس آوردن أضداد آنها به ترتيب ، ابن أبى الإصبع گفته : فرق بين طباق و مقابله از دو جهت است .
يكى : اينكه طباق جز در دو ضد واقع نمىشود ، ولى مقابله در بين چهار تا ده لفظ روى مىدهد .
دوم : اينكه طباق جز در بين أضداد پيش نمىآيد ، ولى مقابله در مورد أضداد و غير آنها واقع مىشود .
سكّاكى گفته : و از خواص مقابله آن است كه اگر در اوّلى چيزى شرط شود در دوّمى ضدّ آن شرط مىگردد ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى . . . )
« 1 » تا دو آيه ؛ كه بين عطا و بخل ، و پرهيزكارى و بىنيازى و تصديق و تكذيب ، و آسانى و دشوارى مقابله نموده است و چون آسانى در اوّل بين اعطاء و اتقاء و تصديق مشترك قرار داده شد ، ضد آن كه دشوارى باشد در بين أضداد آن مشترك آمد .
و بعضى گفتهاند : مقابله يا ميان يكى با ديگرى است كه بسيار كم است ، مانند :
( لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ )
« 2 » .
و يا بين دو با دو مىباشد ، مانند :
( فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً )
« 3 » .
و يا ميان سه لفظ با سهء ديگر ، مانند :
( يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ )
« 4 » ،
( وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُونِ )
« 5 » .
و يا بين چهار كلمه با چهار ديگر ، مثل :
( فَأَمَّا مَنْ أَعْطى . . . )
« 6 » تا دو آيه .
و بين پنج و پنج ، مانند :
( إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما . . . )
« 7 » كه بين
( مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها )
و بين
( فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا )
و
( وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا )
، و نيز بين ( يضل ) و ( يهدى ) ، و بين ( ينقضون ) و ( ميثاقه ) و بين ( يقطعون ) و ( أن يوصل ) مقابله قرار داده شده است .
هامش
( 1 ) ليل ، 5
( 2 ) بقرة ، 255
( 3 ) توبة ، 82
( 4 ) أعراف ، 157
( 5 ) بقرة ، 152
( 6 ) ليل ، 5
( 7 ) بقرة ، 26