خودش با ديگرى واقع شده با وجيزترين عبارت ، و متعادلترين سبك و شيرينترين لفظ ، بيان كند ، و از اين قبيل است فرمودهء خداى تعالى :
( قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ )
« 1 » ، اين قطعه - كه قسمتى از يك آيه است - با مفهوم و منطوق سه گفت و شنود را جامع است كه در آنها خبر و استخبار ، و امر و نهى ، و وعده وعيد از معانى كلام نهفته است .
مىگويم : بهتر آن است كه گفته شود : اين عبارت خبر و طلب ، و إثبات و نفى ، و تأكيد و حذف و بشارت و انذار ، و وعده و وعيد را جمع كرده است .
نزاهت :
و آن عبارت است از اينكه الفاظ هجو از فحش خالى باشد ، بهطورىكه ابو - عمرو بن العلاء در جواب سؤال از بهترين هجوها گفته : آنكه هرگاه دوشيزهاى در پس پرده بخواند بر او زشتى نداشته باشد .
و از آن است فرمودهء خداى تعالى :
( وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ )
« 2 » سپس فرمود :
( أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ )
« 3 » كه الفاظ مذمّت افراد مورد نظرى كه از آنها خبر داده شده از فحش خالى و منزّه است ، و تمام موارد هجوى كه در قرآن آمده همينطور است كه از زشتى ناسزا خالى مىباشد « 4 » .
ابداع :
إبداع آن است كه سخن بر چند نوع از بديع مشتمل باشد ، ابن أبى الاصبع گفته :
در هيچ سخنى مانند فرمودهء خداى تعالى :
( يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ )
« 5 » نديدهام ، در اين آيه بيست نوع از بديع هست و حال آنكه هفده لفظ است ؛ و آنها عبارت است از :
مناسبت كامل در ( ابلعى ) و ( أقلعى ) و استعاره در اين دو ، و طباق بين سماء و أرض ،
هامش
( 1 ) بقرة ، 124
( 2 ) بديع القرآن ، 300
( 3 ) نور ، 50 و 48
( 4 ) بديع القرآن ، 293
( 5 ) هود ، 44