تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
مبالغه نمىشود كرد ، و نيز مبالغه در صفاتى است كه قابليت كم و زياد شدن را داشته باشند ، و حال آنكه صفات خداوند منزه از كم و زياد شدند . اين گفته را شيخ - تقى الدين سبكى نيز نيكو شمرده است . و زركشى در البرهان گفته : تحقيق آن است كه صيغه‌هاى مبالغه بر دو گونه‌اند . يكى : آنچه مبالغه در آن بر حسب زيادتى فعل انجام مىشود . و دوّم : مبالغه در آن بر حسب تعدّد مفعولها انجام مىگيرد . و بدون شك تعدّد مفعولها مايهء فزون شدن فعل نمىشود ، چون يك فعل ممكن است بر عده‌اى واقع گردد ، و صفات خداى تعالى بر اين قسم منطبق مىشود و اشكال از بين مىرود ؛ لذا كسى دربارهء « حكيم » گفته : معنى مبالغه در آن تكرار حكمت نسبت به شريعتها و احكام است . و در كشّاف گويد : مبالغه در « التوّاب » براى دلالت بر بسيارى توبه‌كنندگان به درگاهش مىباشد ، يا به خاطر اينكه در بالاترين حد توبه را مىپذيرد كه توبه‌كننده به‌منزلهء كسى مىشود كه هيچ‌گاه گناهى مرتكب نشده باشد ، چون كرمش وسيع است . و يكى از فضلا در مورد فرمودهء خداوند :
( وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
- و خداوند بر هر چيزى توانا است « 1 » سؤالى وارد آورده اينكه : « قدير » صيغهء مبالغه است ، پس مستلزم زيادتى بر معنى « قادر » مىباشد ، و زيادتى بر معنى « قادر » محال است ، چون در ايجاد از يكى ممكن نيست به اعتبار افراد برترى واقع شود ، [ خلاصه قدرت در ايجاد افراد مختلف يكى است و كم و زياد نمىگردد ] . در جواب گفته شده : چون نمىتوان مبالغه را بر هر فرد حمل كرد بايد به مجموع افرادى كه سياق بر آنها دلالت دارد توجه داد ، پس اينها نسبت به بسيارى متعلق مىباشند نه وصف .

مطابقه :

طباق نيز ناميده مىشود ، و آن جمع كردن دو متضاد در جمله است ؛ و آن
هامش
( 1 ) بقرة ، 284