و بين شش با شش ديگر ، مانند :
( زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ . . . )
« 1 » سپس فرمود :
( قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ . . . )
« 2 » كه مقابله بين : الجنات ، و الانهار ، و الخلد ، و الأزواج ، و التطهير ، و الرّضوان ، در ازاى : النساء ، و البنين ، و الذّهب ، و الفضّه ، و الخيل - المسوّمه ، و الأنعام ، و الحرث ، قرار داد .
و ديگرى مقابله را به سه نوع تقسيم كرده : نظيرى و نقيضى و خلافى .
مثال اول : مقابلهء سنه با نوم در آيهء اول كه هر دو كلمه از باب رقاد هستند كه در مقابل يقظه قرار گرفته در آيهء :
( وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ )
« 2 » و اين مثال نوع دوم است چون اين دو كلمه نقيض يكديگرند .
و مثال سومى : مقابلهء شر با رشد در فرمودهء خداوند :
( وَ أَنَّا لا نَدْرِي أَ شَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً )
« 4 » ، كه اين دو بر خلاف يكديگرند نه نقيض هم ، زيرا كه نقيض شر خير ، و نقيض رشد غىّ مىباشد .
مواربه :
مواربه آن است كه متكلم سخنى بگويد كه متضمن چيزى باشد كه مورد انكار واقع گردد ، پس چون انكار شود با زيركى وجهى حاضر كند كه با آن از إشكال خلاص گردد ، يا با تحريف كلمه يا تصحيف آن يا زيادى و يا نقصان ، ابن أبى الإصبع گفته : و از همين قسم است فرمودهء خداى تعالى به حكايت از بزرگترين فرزندان يعقوب :
( ارْجِعُوا إِلى أَبِيكُمْ فَقُولُوا يا أَبانا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ )
« 5 » كه چنين خوانده شده :
« إنّ ابنك سرّق و لم يسرق » كه سخن را صحيح نمود با بدل كردن ضمّهاى به جاى فتحه ، و تشديد و مكسور نمودن راء .
مراجعه :
ابن أبى الاصبع گفته : عبارت از آن است كه : متكلم گفت و شنودى كه بين
هامش
( 1 ) آل عمران ، 15 و 14
( 2 ) كهف ، 18
( 4 ) جن ، 10
( 5 ) يوسف ، 81