تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
و شيخ بدر الدين بن الصاحب گفته : حق آن است كه هريك از فعل زن مؤمن و كافر حرام مىباشد ، أمّا فعل مؤمنة حرام است چون خطاب متوجه او هست ، و امّا فعل كافر حلال نيست زيرا كه نزديكى با زن مؤمن مشتمل بر مفسده است ، پس كفّار مورد خطاب نيستند ، بلكه پيشوايان و جانشينان ايشان مخاطب به منع آنها مىباشند ؛ چونكه شرع أمر فرموده كه وجود را از مفاسد خالى كنند ، بنابراين واضح شد كه به يك اعتبار حليّت از زن مؤمن نفى شده و به اعتبار ديگر از مرد كافر . ابن أبى الإصبع گفته : و از روشهاى غريب اين نوع فرمودهء خداى تعالى است :
( وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقِيراً * وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ )
« 1 » زيرا كه نظم آيهء دوم عكس نظم آيهء اول است ، چون عمل در آيهء اول بر ايمان مقدم آمده ، و در آيهء دوم پس از إسلام ذكر گرديده است . و يكى از انواع عكس را قلب ، و مقلوب مستوى ، و ما لا يستحيل بالانعكاس نامند ، و آن عبارت است از اينكه كلمه‌اى از آخر به اول همان‌طور خوانده شود كه از اول به آخر آن خوانده مىشود ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( كُلٌّ فِي فَلَكٍ )
« 2 » ،
( وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ )
« 3 » ، و مثال ديگرى در قرآن نيامده است .

عنوان :

ابن أبى الإصبع گفته : عنوان آن است كه متكلم در بيان مطلبى شروع كند ، پس به منظور تكميل و تأكيد آن مثالهايى در الفاظى بياورد كه عنوان و تيتر أخبار گذشته و قصه‌هاى سابق باشند ، و نوعى ديگر از اين فن هست كه جدّا مهم و ارزنده است ، و آن عنوان علوم مىباشد كه در سخن الفاظى ذكر شود كه كليدها و مدخلهايى براى علوم باشند . از گونهء اول فرمودهء خداى تعالى است :
( وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها . . . )
« 4 » كه عنوان قصهء بلعم است . و از گونهء دوم فرمودهء خداوند متعال است :
هامش
( 1 ) نساء ، 124 و 125 ( 2 ) انبياء ، 33 ( 3 ) مدثر ، 3 ( 4 ) اعراف ، 175