موجودات مدح كرده در ده كلمه ، اضافه بر اينكه ذات خويش را - پس از توصيف به بقاء - با عنوان جلال و إكرام توصيف فرموده است .
و از همينگونه است :
( ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا . . . )
« 1 » كه بين تهنيت و تعزيت جمع نموده است .
اقتدار :
اقتدار آن است كه گوينده يك معنى را در چند شكل و صورت به مرحلهء ظهور و بروز درآورد ، از جهت قدرت و تواناييش بر تنظيم و تركيب سخن ، و ساختن قالبها و چارچوبهاى معانى و أغراض ؛ كه گاهى آن را در لفظ و شكل استعاره ، و گاهى در صورت و قيافهء إرداف ، و بار ديگر به طور إيجاز ، و يكمرتبه در قالب حقيقت آن سخن را ادا مىكند . ابن أبى الإصبع گفته : و تمام قصص قرآن بر همينگونه آمده است ، كه يك قصّه را مىبينى كه معانى آن اختلاف پيدا نمىكند و حال آنكه در صورتهاى گوناگون و قالبهاى متعدد الفاظ بيان مىگردد ، به حدى كه نزديك است كه در دو جاى از آن با هم مشتبه نشود ، و حتما به طور ظاهر و آشكار بين صورتهاى آن فرق مىگذارى .
ائتلاف لفظ با لفظ و لفظ با معنى :
اوّل : اينكه ألفاظ با يكديگر سازگار و جور باشد ، بهطورىكه با لفظ غريب مرادف آن ، و متداول را با همتاى خودش قرار دهند ، تا حسن جوار و خوبى تناسب حفظ گردد .
دوم : اينكه ألفاظ كلام با معنى مورد نظر ملايم و سازگار باشد ؛ هرگاه معنى بزرگ باشد ألفاظ تعبيركنندهء از آن را نيز بزرگ آورند ، و اگر معنى بسيار باشد الفاظش را نيز بسيار نمايند ، و چون معنى غريب باشد ألفاظ غريب به كار برند ، و يا متداول باشد لفظ را نيز به همان ترتيب آورند ، و اگر ميانه بين غريب و متداول
هامش
( 1 ) مريم ، 72