و مثال جحد : رد كردن فرعون و اطرافيانش آيات موسى را ، خداى تعالى فرموده :
( فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ )
« 1 » .
و ادوات نفى عبارت است از : لا ، لات ، ليس ، ما ، إن ، لم ، و لمّا ، كه معانى آنها گذشت و تفاوتهايشان با يكديگر بيان گشت .
در اينجا فايدهء ديگرى مىآوريم ؛ الخويى گفته : اصل ادوات نفى لا ، و ما مىباشد ، زيرا كه نفى يا در ماضى است يا در مستقبل ، و استقبال هميشه از ماضى بيشتر است ، و ( لا ) از ( ما ) سبكتر مىباشد ، پس سبكتر را براى بيشتر قرار دادند .
و نيز نفى در ماضى يا يك نفى مستمر است يا نفيى كه احكام متعددى دارد ، و همچنين نفى در مستقبل ، پس نفى بر چهار گونه مىشود ، و براى آن چهار كلمه برگزيدهاند : ما ، لم ، لن ، و لا ، و امّا إن و لمّا اصلى نيستند ، پس ما و لا در ماضى متقابل مىباشند ، و گويى كه لم از لا و ما گرفته شده ، زيرا كه لم نفى استقبال مىكند لفظا و نفى ماضى مىكند معنى ، پس لام را از ( لا ) گرفته كه براى نفى استقبال است و ميم را از ( ما ) گرفته كه براى نفى ماضى است ، و بدين جهت بين آنها جمع كردهاند كه اشاره باشد به اينكه ( لم ) به مستقبل و ماضى اشاره هست ، و لام را پيش از ميم قرار دادهاند تا اشاره باشد به اينكه ( لا ) اصل نفى است ، و لذا در اثناى سخن با آن نفى واقع مىشود ، كه چنين مىگويند : لم يفعل زيد و لا عمرو ، و امّا ( لمّا ) تركيب بعد از تركيب است ، كأنه گفتهاند : لم و ما ، تا معنى نفى در ماضى تأكيد شده باشد .
و نيز استقبال را مىرساند ، به همين جهت است كه ( لمّا ) استمرار را مىفهماند .
چند نكته :
اول : بعضى گمان بردهاند كه شرط صحت نفى از شىء درست بودن اتصاف منفى عنه به آن است ، و حال آنكه اين پندار مردود است به دليل فرمودهء خداى - تعالى :
( وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ )
« 2 » ،
( وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا )
« 3 » ،
هامش
( 1 ) نمل ، 13 و 14
( 2 ) انعام ، 132
( 3 ) مريم ، 64