تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

فصلى در مقصود از خبر :

مقصود از خبر فايده رساندن به مخاطب است ، و گاهى به معنى امر مىآيد ، مثل :
( وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ )
« 1 » ،
( وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ )
« 2 » . و گاهى به معنى نهى مىآيد ، مانند :
( لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ )
« 3 » . و به معنى دعا نيز مىآيد ، مانند :
( وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ )
« 4 » يعنى : أعنّا ؛ و از همين‌گونه است :
( تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ )
« 5 » كه نفرين بر او است ، و نيز :
( غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا )
« 6 » . و عده‌اى از همين‌گونه دانسته‌اند :
( حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ )
« 7 » را ، گفته‌اند : اين نفرين است به اينكه سينه‌هاى آنان از جنگ أحد تنگ شود . ابن العربى با قائلين اين سخن به نزاع پرداخته و نپذيرفته كه خبر به معنى أمر و نهى بيايد ، وى دربارهء فرمودهء خداى تعالى :
( فَلا رَفَثَ )
« 8 » گفته است : اين نفى نيست چون رفث - جماع وجود دارد ، بلكه مشروعيّت آن نفى شده است ، زيرا كه برخى از مردمان - در حال إحرام نيز - اين فعل را مرتكب مىشوند ، و خبرهاى خداوند متعال جايز نيست كه بر خلاف واقع گردند ؛ بنابراين نفى به وجود شرعى آن برمىگردد نه وجود حسّى ، مانند فرمودهء خداوند :
( وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ )
كه يعنى : شرعا نه حسّا ، زيرا كه ما زنان طلاق گرفته‌اى را مىبينيم كه بر خلاف دستور الهى صبر نمىكنند و عدّه نگه نمىدارند ، پس نفى به حكم شرعى بازمىگردد نه وجود حسّى ، و همين‌طور :
( لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ )
« 9 » يعنى : شرعا كسى قرآن را دست نزند ، پس اگر دست زده شود بر خلاف حكم شرع است ، وى گفته : و اين گنجينهء زير خاك مانده‌اى است كه دست علما به آن نرسيده است ، پس گفته‌اند : خبر به معنى نهى مىآيد ، و حال آنكه هيچ‌گاه چنين چيزى واقع نشده است و صحيح نيست كه واقع شود ، زيرا كه اين دو ( خبر و نهى ) از لحاظ حقيقت با هم مختلف و از جهت وضع با هم متباين مىباشند .
هامش
( 1 ) بقرة ، 233 ( 2 ) بقرة ، 228 ( 3 ) واقعة ، 79 ( 4 ) فاتحة ، 5 ( 5 ) مسد ، 1 ( 6 ) مائدة ، 64 ( 7 ) نساء ، 90 ( 8 ) بقرة ، 197 ( 9 ) واقعة ، 79