تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
مانع از خشم او شود ، چون به صراحت او را به باطل نسبت نداده ، و او را بر پذيرش آن حق يارى نموده كه جز آنچه براى خودش خواسته براى او نخواسته است . و يا به جهت نزديك نمودن خصم به اعتراف و تسليم ، و از اين گونه است :
( لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ
- اگر شرك ورزى عملت بىاثر و محو خواهد گرديد « 1 » كه به پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم خطاب شده ، و منظور غير او است ، چون شرعا شرك ورزيدن آن حضرت محال مىباشد . و يا به خاطر مذمّت ، مانند :
( إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ
- فقط صاحبان خرد متذكر مىشوند « 2 » كه تعريض به مذمّت كافران است ، و اشاره به اينكه در حكم چهارپايان هستند كه متذكر نمىگردند . و يا براى اهانت و نكوهش ، مانند :
( وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ
- و آن هنگام كه از دختران زنده‌بگور شده سؤال كنند ، كه به چه جرمى كشته شده‌اند « 3 » . و سبكى گفته : تعريض بر دو گونه است : گونه‌اى معناى حقيقى آن خواسته مىشود ، و به معنى ديگرى كه مقصود است به آن اشاره مىگردد ، چنان كه گذشت . و گونهء ديگر معنى حقيقيش مراد نيست ، بلكه براى معنايى كه مقصود تعريض است مثل زده مىشود ، چنان كه ابراهيم [ عليه السلام ] گفت :
( بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا )
« 4 » .
هامش
( 1 ) . زمر ، 65 ( 2 ) . رعد ، 19 ( 3 ) . تكوير ، 8 و 9 ( 4 ) أنبياء ، 63