مانع از خشم او شود ، چون به صراحت او را به باطل نسبت نداده ، و او را بر پذيرش آن حق يارى نموده كه جز آنچه براى خودش خواسته براى او نخواسته است .
و يا به جهت نزديك نمودن خصم به اعتراف و تسليم ، و از اين گونه است :
( لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ
- اگر شرك ورزى عملت بىاثر و محو خواهد گرديد « 1 » كه به پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم خطاب شده ، و منظور غير او است ، چون شرعا شرك ورزيدن آن حضرت محال مىباشد .
و يا به خاطر مذمّت ، مانند :
( إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ
- فقط صاحبان خرد متذكر مىشوند « 2 » كه تعريض به مذمّت كافران است ، و اشاره به اينكه در حكم چهارپايان هستند كه متذكر نمىگردند .
و يا براى اهانت و نكوهش ، مانند :
( وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ
- و آن هنگام كه از دختران زندهبگور شده سؤال كنند ، كه به چه جرمى كشته شدهاند « 3 » .
و سبكى گفته : تعريض بر دو گونه است :
گونهاى معناى حقيقى آن خواسته مىشود ، و به معنى ديگرى كه مقصود است به آن اشاره مىگردد ، چنان كه گذشت .
و گونهء ديگر معنى حقيقيش مراد نيست ، بلكه براى معنايى كه مقصود تعريض است مثل زده مىشود ، چنان كه ابراهيم [ عليه السلام ] گفت :
( بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا )
« 4 » .
هامش
( 1 ) . زمر ، 65
( 2 ) . رعد ، 19
( 3 ) . تكوير ، 8 و 9
( 4 ) أنبياء ، 63