تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
نشستن آرام بدون انحراف و تمايل را مىرساند ، و اين از لفظ « جلوس » حاصل نمىگردد . و همين‌طور :
( فِيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ )
« 1 » كه در أصل « عفيفات » مىباشد ، و از آن عدول شده به جهت دلالت بر اينكه زنهاى بهشت علاوه بر عفّت داشتن چشمانشان به سوى غير همسرانشان نمىرود ، و غير آنها را تمايل و آرزو نكنند ، و اين معنى از لفظ « عفت » گرفته نمىشود . بعضى گفته‌اند : فرق بين كنايه و ارداف آن است كه كنايه منتقل شدن از لازم به ملزوم ، و ارداف از مذكور به متروك مىباشد . و نيز از مثالهاى آن است :
( لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى )
« 2 » در جملهء اوّل از تعبير به « سوأى » عدول كرد به « بما عملوا » با اينكه با جملهء دوّم مطابقت مىنمود ، به جهت تأدّب از اينكه عنوان « سوء - بدى » به خداى تعالى اضافه شود .

فصلى [ در فرق بين كنايه و تعريض ] :

در فرق بين كنايه و تعريض عبارتهاى نزديك بهم گفته‌اند ، زمخشرى گويد : كنايه ياد كردن چيزى به غير لفظ موضوع له مىباشد ، و تعريض آن است كه چيزى را ذكر كنى كه بر شىء ديگرى دلالت نمايى كه ذكر نكرده‌اى . و ابن الاثير گفته : كنايه آن است كه بر معنايى كه بتوان بر حقيقت و مجاز حمل كرد دلالت نمايد ، با وصفى كه جامع بين آن دو باشد ، و تعريض : لفظى است كه بر معنايى دلالت كند نه از جهت وضع حقيقى يا مجازى ، مانند اينكه كسى كه انتظار كمكى دارد بگويد : به خدا من نيازمندم ؛ كه اين تعريض به درخواست است ، با اينكه براى آن حقيقت و مجازى وضع نشده ، بلكه از عرض لفظ يعنى گوشهء آن بدست مىآيد . و سبكى در كتاب الاغريض في الفرق بين الكناية و التعريض گفته : كنايه لفظى است كه در معنى خود به كار رفته و لازم معنى از آن اراده شده باشد ، كه به حسب
هامش
( 1 ) . رحمن ، 56 ( 2 ) . نجم ، 31