تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
اول : لفظ پيش از به كار بردن ، و اين قسم در قرآن نيست ، و مىتوان گفت از اين گونه است اوايل سوره‌ها - بنا بر قول به اينكه آنها براى اشاره به حروفى هستند كه كلامى از آنها تركيب مىشود . دوم : اطلاع دادن . سوم : لفظى كه در مشاكله به كار رفته است ، مانند :
( وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ )
« 1 » ،
( وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها )
« 2 » . بعضى گفته‌اند كه واسطه بين حقيقت و مجاز مىباشند ، در شرح بديعيهء ابن جابر گفته : چونكه براى آنچه در آن به كار رفته وضع نشده پس حقيقت نيست ، و علاقهء معتبرى هم نمىباشد پس مجاز نيست . مىگويم : به نظر مىرسد كه مجاز است ، و علاقه همان مصاحبت مىباشد .

خاتمه :

مجاز مجاز اصطلاحى است چنين كه : مجاز گرفته‌شده از حقيقت را نسبت به مجاز ديگرى به‌منزلهء حقيقت قرار دهند ، پس با مجاز اوّلى از دوّمى تجوّز شود به جهت ارتباط بين آن دو ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( وَ لكِنْ لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا
- ليكن وعدهء زناشويى به آنها ندهيد « 3 » كه مجاز است از مجازى ديگر ، چونكه نزديكى را از روى مجاز « سرّ » خوانده‌اند كه غالبا به طور مخفيانه انجام مىشود ، و عقد را نيز مجازا « سرّ » ناميده‌اند ، چونكه مسبّب از آن است ، پس مصحّح مجاز اولى ملازمه ، و دوّمى سببيّت است ، و معنى چنين مىشود : « وعدهء عقد ازدواج به آنها ندهيد » . و همچنين فرمودهء خداوند :
( وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ )
« 4 » ، چونكه :
( لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ )
« 5 » مجاز است از تصديق قلبى به مدلول اين جمله و علاقهء سببيّت ؛ چونكه توحيد زبان مسبب از توحيد دل است ، و تعبير به « لا إله الّا اللّه » از وحدانيت از باب مجاز تعبير به قول از مقول فيه مىباشد . و از اين گونه برشمرده ابن السيّد فرمودهء خداوند :
( أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً )
« 6 » را كه آنچه بر مردم نازل شده خود لباس نيست بلكه آبى كه پرورش‌دهندهء گياه است كه از آن گياه رشته‌هايى كه لباس از آن تهيه مىشود ، آن آب را فروفرستاده است .
هامش
( 1 ) . آل عمران ، 54 ( 2 ) . شورى ، 40 ( 3 ) . بقرة ، 235 ( 4 ) . مائدة ، 5 ( 5 ) . صافات ، 35 ( 6 ) . أعراف ، 26
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 137 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم