( وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ )
« 1 » ،
( وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ )
« 2 » ، كه قيام و قرائت و ركوع و سجود را بر صلاة ( - نماز ) اطلاق نموده و حال آنكه قسمتى از آن مىباشند ،
( هَدْياً بالِغَ الْكَعْبَةِ )
« 3 » ، يعنى : تمام حرم به دليل اينكه در آن ذبح انجام نمىگيرد .
توجه : به اين دو نوع دو شىء ديگر الحاق شده است :
يكى : وصف بعض به صفّت كلّ ، مانند فرمودهء خداوند :
( ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ )
« 4 » كه خطا صفت كلّ شخص است كه بر بعض آن ( ناصيه - پيشانى ) اطلاق شده است ، و عكس آن مانند فرمودهء خداوند :
( إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ )
« 5 » در حالى كه وجل ( - ترس ) صفت قلب مىباشد ،
( وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً )
« 6 » با اينكه رعب در دل واقع مىشود .
دوم : اطلاق لفظ « بعض » در حالى كه مراد از آن كلّ است ، اين را أبو عبيده ذكر كرده ، و بر اين برآورده فرمودهء خداوند را :
( وَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ )
« 7 » يعنى : كل الذى . . . ،
( وَ إِنْ يَكُ صادِقاً يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ )
« 8 » ، ولى بر اين قول خرده گرفتهاند كه بر پيغمبر واجب نيست تمام آنچه را مورد اختلاف است بيان نمايد ، به دليل آيات زمان قيامت و حقيقت روح و غير اينها كه بيان نشدهاند ، و نيز اينكه : موسى به قوم خود وعدهء عذاب در دنيا و آخرت را داده بود ، پس به آنها فرمود : اين عذاب در دنيا به شما مىرسد ، و اين قسمتى از وعده بود بدون اينكه عذاب آخرت را نفى كند . اين را ثعلب ذكر كرده است .
زركشى گفته : و احتمال دارد گفته شود : ترك تمام تهديد جاى انكار ندارد تا چه رسد به قسمتى از آن ! و مؤيد سخن ثعلب فرمودهء خداوند است :
( وَ إِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ )
« 9 » .
پنجم : اطلاق اسم خاص بر عام ، مانند :
( إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ )
« 10 » ، يعنى :
رسل رب العالمين .
ششم : عكس آن مانند :
( وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ )
« 11 » يعنى : مؤمنين ، به دليل
( وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا . . . )
« 12 » .
هفتم : اطلاق اسم ملزوم بر لازم ، « 13 »
هامش
( 1 ) . بقرة ، 43
( 2 ) . انسان ، 26
( 3 ) . مائدة ، 95
( 4 ) . علق ، 16
( 5 ) . حجر ، 52
( 6 ) . كهف ، 18
( 7 ) . زخرف ، 63
( 8 ) . غافر ، 28
( 9 ) . يونس ، 46
( 10 ) . شعراء ، 16
( 11 ) . شورى ، 5
( 12 ) . غافر ، 7
( 13 ) . برهان ، 269