تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً )
« 1 » ، كه زياد شدن ايمان - كه فعل خداست - به آيات نسبت داده شده چون آيات سبب آن است ،
( يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ )
« 2 » ،
( يا هامانُ ابْنِ لِي )
« 3 » ، كشتن فرزندان بنى اسرائيل - كه كار زيردستان فرعون است به او - و بنا كردن - كه كارگران عهدهدار آن بودهاند - به هامان نسبت داده شده است ، چون آن دو به آنها أمر مىكردهاند .
و نيز فرمودهء خداوند :
( وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ )
« 4 » فرودآوردن به آنان نسبت داده شده ، چون با دستور دادن به كفر سبب آن شدهاند .
و از اين گونه است فرمودهء خداى تعالى :
( يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً )
« 5 » فعل به ظرف نسبت داده شده ، چون در آن واقع گرديده است .
( عِيشَةٍ راضِيَةٍ )
« 6 » يعنى : مرضيه .
( فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ )
« 7 » يعنى : عزم على الامر ، به دليل :
( فَإِذا عَزَمْتَ )
« 8 » .
و اين گونه بر چهار نوع است :
يكى : اينكه دو طرف آن حقيقت باشد ، مانند آيهاى كه در آغاز بحث گذشت ، و مانند فرمودهء خداى تعالى :
( وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها )
« 9 » .
دوم : هر دو طرف آن مجازى باشد ، مانند :
( فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ )
« 10 » يعنى : در تجارت خود سود نبردند ، و سود و تجارت در اينجا مجاز است .
سوم و چهارم : آن است كه يكى از دو طرف آن حقيقى باشد و طرف ديگر مجاز ، مانند فرمودهء خداوند :
( أَمْ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمْ سُلْطاناً )
« 11 » يعنى : برهانا ،
( كَلَّا إِنَّها لَظى * نَزَّاعَةً لِلشَّوى * تَدْعُوا )
« 12 » كه فراخواندن آتش مجاز است ، و فرمودهء خداوند :
( حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها )
« 13 » ،
( تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ )
« 14 » ،
( فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ )
« 15 » ، و نام « أم - مادر » براى آتش مجاز است ، يعنى همانطوركه مادر پناه فرزند خويش است ، آتش نيز مأوى و پناهگاه كافر مىباشد .
گونهء دوم : مجاز در مفرد ، كه مجاز لغوى نيز ناميده مىشود ، و آن به كار بردن
هامش
( 1 ) . أنفال ، 2
( 2 ) . قصص ، 4
( 3 ) . غافر ، 36
( 4 ) . ابراهيم ، 28
( 5 ) . مزمل ، 17
( 6 ) . حاقة ، 21
( 7 ) . محمّد ، 21
( 8 ) . آل عمران ، 159
( 9 ) . زلزله ، 2
( 10 ) . بقرة ، 16
( 11 ) . روم ، 35
( 12 ) . معارج ، 15 و 16 و 17
( 13 ) . محمد ، 4
( 14 ) . ابراهيم ، 25
( 15 ) . قارعة ، 9