تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
( حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ
- تا اينكه فتنه ( شركى ) نباشد « 1 » . و بر عذر خواهى نيز ، مانند :
( ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ
- سپس فتنه ( عذر خواهى ) آنها جز اين نبود كه . . . « 2 » . و بر آزمايش : مانند :
( قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ
- براستى كه ما فتنه ( آزمايش ) كرديم قوم تو را پس از تو « 3 » . و عذر آوردن ، مانند :
( فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ
- پس به جهت اينكه پيمانشان را شكستند آنان را لعنت كرديم ) « 4 » كه عذر آورده اينكه لعنت كردن بنى اسرائيل به جهت گناه و نافرمانى آنها بوده است . ساير گونه‌ها مثالهايشان روشن است .
هامش
( 1 ) . بقرة ، 193 ( 2 ) . انعام ، 23 ( 3 ) . طه ، 85 ( 4 ) . مائده ، 13