و محكم مانند :
( وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً . . .
- و هركس مؤمنى را عمدا بكشد « 1 » ،
( إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً . . .
- آنان كه از روى ظلم اموال يتيمان را مىخورند « 2 » ؛ و أمثال اينها كه خداوند به طور قطع و روشن بيان كرده است .
و متشابه مانند :
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا . . .
- اى كسانى كه ايمان آوردهايد به خانهاى جز خانههاى خودتان وارد مشويد تا اينكه أنس ( رخصت ) بگيريد . . . « 3 » ، ولى نفرمود :
( وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً
- و هركس چنين كارى از روى تجاوزگرى و ستمكارى انجام دهد به زودى او را آتشى خواهيم رساند « 4 » ، چنان كه در محكم اين را فرموده ، و در اين آيه آنها را به ايمان ندا كرده و از نافرمانيش نهى نموده ، و در آن تهديدشان نكرده است ، پس بر مرتكبشدگانش أمر مشتبه مىشود كه خداوند با آنها چه خواهد كرد .
و تقديم و تأخير : مانند :
( كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ )
« 5 » كه تقديرش چنين است : بر شما وصيت كردن نوشته شده هرگاه يكى از شما را مرگ فرارسد .
و مقطوع و موصول : مثل :
( لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ )
« 6 » كه « لا » از « أقسم » مقطوع و جداست ، و معنى آن چنين مىشود : « سوگند ياد مىكنم به روز قيامت ، و سوگند ياد نمىكنم به نفس ملامتكننده » و به آن سوگند ياد نكرد .
و سبب و اضمار : مانند :
( وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ
- و از آبادى بپرس « 7 » يعنى : از أهل آبادى بپرس .
و خاص و عام : مانند : ( يا أيّها النّبى - اى پيامبر ) كه در شنيدن خاص است ،
( إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ
- هرگاه زنان را طلاق داديد « 8 » در معنى عام شده است .
و مثالهاى أمر و اقسام ديگر تا استفهام روشن است .
و أبّهت : مانند :
( إِنَّا أَرْسَلْنا
- ما فرستاديم « 9 » ،
( نَحْنُ قَسَمْنا
- ما قسمت كرديم « 10 » كه صيغهء مخصوص جمع را براى خداى يكتاى متعال به كار برد به جهت تفخيم و تعظيم و أبّهت .
و حروف منصرف شده : مانند فتنه كه بر شرك اطلاق شده ، مانند :
هامش
( 1 ) . نساء ، 93
( 2 ) . نساء ، 10
( 3 ) . نور ، 27
( 4 ) . نساء ، 30
( 5 ) . بقره ، 180
( 6 ) . قيامة ، 1
( 7 ) . يوسف ، 82
( 8 ) . طلاق ، 1
( 9 ) . نوح ، 1
( 10 ) . زخرف ، 32