است : مفهوم موافق و مفهوم مخالف .
مفهوم موافق آن است كه : حكمش با منطوق موافق باشد ، پس اگر أولى باشد « فحواى خطاب » ناميده مىشود ، مانند :
( فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ
- به والدين أف مگوى « 1 » كه دلالت مىكند بر اينكه زدن آنها حرام است چون از گفتن « أف » بدتر مىباشد ، و اگر مساوى باشد « لحن الخطاب » گفته مىشود ، يعنى : معنى خطاب ، مانند :
( إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً )
« 2 » كه بر تحريم سوزاندن أموال يتيمان دلالت مىكند ، چون با خوردن آن أموال در تلف كردن مساوى است . و اختلاف كردهاند كه آيا دلالت در آن قياسى است يا لفظى حقيقى يا مجازى ؟ أقوالى در اين باره هست كه آنها را در كتابهاى علم أصول خود بيان كردهايم .
و مفهوم مخالف آن است كه حكمش با منطوق مخالف باشد ، و آن چند نوع است :
1 - مفهوم صفت ، خواه نعت باشد يا حال يا ظرف يا عدد ، مانند :
( إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا )
« 3 » كه مفهوم مخالفش آن است كه اگر غير فاسق خبرى آورد واجب نيست دربارهء خبر او كاوش كنيم ، پس واجب است خبر واحد عادل را بپذيريم .
( وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ )
« 4 » ،
( الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ )
« 5 » يعنى احرام بستن در غير ماههاى حج صحيح نيست .
( فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ )
« 6 » يعنى : ذكر خداوند در غير مشعر الحرام مطلوب را حاصل نمىكند ،
( فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً
- آنها را هشتاد تازيانه زنيد « 7 » يعنى : نه كمتر و نه بيشتر .
2 - مفهوم شرط ، مانند :
( وَ إِنْ كُنَّ أُولاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ
- پس اگر آن زنان باردار باشند پس بر آنها انفاق كنيد « 8 » يعنى : اگر باردار نباشند انفاق بر آنها واجب نيست .
3 - مفهوم غايت ، مانند :
( فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ
- پس بر او حلال نيست پس از آن [ طلاق ] تا اينكه شوهر ديگرى غير از او نكاح كند « 9 » يعنى : پس از آنكه شخص ديگرى او را نكاح كرد ، با شرايطى بر آن شوهر اوّلى
هامش
( 1 ) . اسراء ، 23
( 2 ) . نساء ، 10
( 3 ) . حجرات ، 6
( 4 ) . بقرة ، 187
( 5 ) . بقرة ، 197
( 6 ) . بقرة ، 198
( 7 ) . نور ، 4
( 8 ) . طلاق . 4
( 9 ) . بقرة ، 230