تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
نور الدين عبد الرحمن بن احمد الدشتى الجامى در نفحات الانس گفته شيخ فريد الدّين نيشاپورى عطار قدس سره وى مريد شيخ مجد الدين بغداديست در ديباچه كتاب تذكرة الأولياء كه بوى منسوبست مىگويد كه يك روز پيش امام مجد الدين بغدادى درآمدم و ويرا ديدم كه مىگريست گفتم خيرست گفت زهى سپه‌سالاران كه درين امت بوده‌اند بمثابه انبيا عليهم السلام كه علماء امّتى كأنبياء بنى اسرائيل پس گفت از ان مىگريم كه دوش گفته بودم كه خداوندا كار تو به علت نيست مرا ازين قوم گردان يا از نظارگيان اين قوم گردان كه قسم ديگر را طاقت ندارم مىگريم كه مستجاب شود و بعضى گفته‌اند كه وى اويسى بوده است در سخنان مولانا جلال الدين رومى قدس سره مذكورست كه نور منصور بعد از صد و پنجاه سال بر روح فريد الدين عطار تجلى كرد و مربى او شد الى ان قال و گفته‌اند كه مولانا جلال الدين رومى قدس سره در وقت رفتن از بلخ و رسيدن به نيشابور به صحبت وى در حال كبر سن رسيده است و كتاب اسرارنامه بوى داد و وى دائما آن را با خود مىداشته و در بيان حقائق و معارف اقتدا بوى دارد چنان كه مىگويند گرد عطار گشت مولانا شربت از دست شمس بودش نوش و در موضعى ديگر گفته عطار روح بود سنائى دو چشم او ما از پى سنائى و عطّار آمديم و آن قدر اسرار توحيد و حقائق اذواق و مواجيد كه در مثنويات و غزليات وى اندراج يافته در سخنان هيچيكى ازين طائفه يافت نمىشود جزاه اللَّه سبحانه عن الطالبين خير الجزاء و من انفاسه الشريفة أي روى دركشيده ببازار آمده خلقى به اين طلسم گرفتار آمده الى ان قال الجامى حضرت شيخ در تاريخ سنة سبع و عشرين و ستمائة بر دست كفار تتار شهادت