تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
متعينست كه اين حديث را بمعرض احتجاج نتوان آورد به چند وجه اول آنكه معلوم نيست كه طبرانى اين حديث را بكدام سند روايت كرده و تا بوقتى كه سند براى حديث پيدا نشود آن حديث حسب افاده شاه صاحب نزد اهل سنت شتر بى مهارست كه اصلا گوش به آن نمىكنند چنانچه شاهصاحب در همين كتاب تحفه بجواب طعن دوم از مطاعن أبى بكر گفته و جمله لعن اللَّه من تخلف عنها هرگز در كتب اهل سنت موجود نيست و بالفرض اگر صحيح باشد معنيش آنست كه اسامه را تنها گذاشتن و از مهم روميان براى انتقام زيد بن حارثه پهلو تهى كردن حرامست و چون ابو بكر رضى اللَّه عنه به خدمت امامت متعين شد ازين همه امور او را استثنا واقع‌ست بلا شبه قال الشهرستانى فى الملل و النحل انّ هذه الجملة موضوعة مفتراة و بعضى فارسى نويسان كه خود را از محدثين اهل سنت شمرده‌اند و در سير خود اين جمله را آورده براى الزام اهل سنت كفايت نمىكند زيرا كه اعتبار حديث نزد اهل سنت بيافتن حديث در كتب مسنده محدثينست مع الحكم بالصحة و حديث بى سند نزد ايشان شترى مهارست كه اصلا گوش به آن نمىكنند انتهى پس ظاهر شد كه اين حديث تا وقتى كه سند آن ظاهر نشود مثل شتر بى مهارست و اهل سنت اصلا گوش به آن نمىكنند دوم آنكه اگر سند اين حديث ظاهر هم شود چون شاه صاحب افاده كرده‌اند كه اعتبار حديث نزد اهل سنت بيافتن آن در كتب مسنده محدثينست مع الحكم بالصحة و اين حديث هرگز محكوم به صحت نيست پس نزد ارباب ابصار از حيّز اعتماد و اعتبار دور و بر كنار باشد سوم آنكه شاهصاحب در همين كتاب باب امامت تحفه بجواب حديث تشبيه مىفرمايند و قاعده مقرره اهل سنتست كه حديثى را كه بعض ائمه فن حديث در كتابى روايت كنند و صحّت ما فى الكتاب را التزام نكرده باشند مثل بخارى و مسلم و بقيه اصحاب صحاح و به صحت آن حديث بالخصوص صاحب آن كتاب يا غير او از محدثين ثقات تصريح نكرده باشد قابل احتجاج نيست انتهى و ظاهرست كه حديث اقتدا را بروايت أبى الدرداء هر چند طبرانى در معجم كبير خود وارد كرده كما فى كنز العمال لكن طبرانى در معجم كبير صحت ما فى الكتاب را مثل بخارى و مسلم و بقيه ارباب صحاح التزام نكرده و نه طبرانى يا غير او از محدثين ثقات به صحت آن تصريح نموده بلكه هيچ كسى ثقه يا غير ثقه از محدثين باشد يا از غير ايشان لب به اين ادعاى باطل نگشوده پس متحقق شد كه اين حديث باولويت تمام حسب افاده مخاطب علام قابل احتجاج نيست چهارم آنكه شاهصاحب در رسالهء اصول حديث در ذكر طبقه ثالثه احاديث نقلا عن والده تصانيف طبرانى را از جمله آن كتب شمار فرموده كه مصنفين آنها التزام صحت ننموده‌اند و آن كتب در شهرت و قبول در مرتبه طبقه اولى و ثانيه نرسيده و در ان كتب احاديث صحيحه و حسن و ضعيف بلكه متهم بالوضع نيز يافته مىشود و رجال آن كتب بعضى موصوف بعدالت‌اند و بعضى مستور و بعضى مجهول و اكثر احاديث آن كتب معمول به نزد فقها نشده‌اند بلكه اجماع بر خلاف آنها منعقد گشته پس هر گاه حسب افاده شاهصاحب حال تصانيف طبرانى برين منوال باشد نزد اوليايشان محض وجود حديث ابو دردا در ان كى دليل اعتبار و اعتماد و مجوّز تمسك و استناد خواهد بود و اللَّه الموفق لعروج معارج السعود اما حديث اقتدا