تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 973

مساهمون:

ص٩٧٣
ابو بكر در امريكه خيلى جليل القدرست و عزل او ازين كار سهل صريح خلاف عقل ست كه هرگز از پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و سلم كه عاقل ناس بود نمىآيد چه جاى آنكه حكم الهى نيز خلاف حكمت نازل شود معاذ اللَّه من ذلك و آن وجه آنست كه عادت عرب در عهد بستن و شكستن و صلح نمودن و جنگ بنياد نهادن همين بود كه اين چيزها را بلا واسطه سردار قوم با كسى كه در حكم او باشد از فرزند و داماد و برادر به عمل آرد و گفته و كرده ديگر را هر چند در مرتبه بزرگى داشته باشد بخاطر نمىآوردند و معتبر نمىدانستند الخ اين كلمات غرابت سمات كه خود مخاطب بعد ان تكذيبش نموده دلالت صريح دارد بر استخفاف و اهانت و ازراء اين كار عالى مقدار كه بامر سرور مختار بلكه وحى ايزد جبار سردار مؤمنين اخيار بان مامور شده و ظاهرست كه ابو بكر بعزل خود ازين كار تنگ دل شده چنانچه در روايت نسائى كه در خصائص آورده مذكورست فوجد ابو بكر فى نفسه و نيز در روايت احمد بن حنبل و ابن خزيمه و ابو عوانه و دار قطنى كه در كنز العمال در كتاب الاذكار مذكورست واردست فلمّا قدم ابو بكر به كلى فقال يا رسول اللَّه احدث فى شيء الخ و ظاهرست كه رنجيده شدن ابو بكر و بكا و زارى و گريه و بيقرارى او دلالت صريحه دارد بر آنكه اين كار نهايت جليل و عظيم الشأن بود و ابو بكر را معزول شدن از ان نهايت ناگوار بود پس هر قدر كه در توهين اين كار مىكوشند بحقيقت در اهانت و تحقير امام خود مىخروشند و يوسف اعور تبليغ سوره برائت را زياده‌تر از مخاطب فطين تحقير و توهين نموده يعنى در رساله خود كه در ردّ اهل حقّ نوشته گفته آنچه حاصلش اين ست كه ندا امر صغيريست كه لايق نيست بامرا مثل آن پس صرف كرد نبى صلى اللَّه عليه و سلم آن را از أبى بكر بسبب بودن او امير براى رفع درجه او انتهى ازين كلام هر چند رفع درجت و اعلاى منزلت أبى بكر خواسته ليكن در حقيقت كمال تحقير و توهين و استخفاف عقل او به كار برده كه چرا چنين امرى صغير را كه لائق او نبود چندان عظيم و جليل شمرد كه بسبب انصراف آن از خود تنگدل شده گريه و زارى آغاز نهاد و تفصيل المقام فى تشييد المطاعن للوالد الماجد العلّام احلّه اللَّه دار السلام و نيز حضرات سنيه حديث طير را بادعاى تخصيصات ركيكه و تاويلات سخيفه بحضيض عدم دلالت بر افضليت انداخته تا آنكه بتقدير من قبل احب خلقك پرداخته آن را از دلالت بر مزيد محبوبيت دور تر داشته‌اند و آخرها اين كد و كاوش شان مثبت مزيد اهانت و استخفاف و توهين شيخين مىگردد و اين آفت بر انگيخته ايشان بر سر آن بيخبران مىرسد يعنى چه از روايات خود ايشان
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 973 | السيد مير حامد حسين الهندي