تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
على الاطلاق اين سخن را كه مطلق در خارج وجود ندارد ميدان و چنين هم مىگويند كه جبرئيل عقل محمد است كه صورتى تمثل كردى و وضع اشيا مواضعها تعليم شد هر چند كه جهارا خلاف عقل گفته‌اند امّا نه عقلى مخفى است فلك افلاك عقل كل را اينجا بايد شايد ترا ظفرى بدان بود و نظرى بر آن دارى بسيار اسرار در فهم تو آيد همين كه خلقت انا و على من نور واحدهم ازينجاست كه على اخ نبى است آخى بين كلّ نوعين و شكلين همان معنى داشت ففى النبوة و فيه الخلافة همين اشاره كرد و انت منى كهارون من موسى همين فقه را حديث مىكند كلامنا اشارة و عند من فهم عبارة و السلام انتهى ازين عبارت صراحة ظاهرست كه حديث منزلت مثل حديث نور دليل تقديم و ترجيح جناب امير المؤمنين عليه السّلام بر سائر خلائق و برهان مساوات و اتحاد آن حضرت با جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله و سلّم است پس به حمد اللَّه مطلوب اهل حقّ بكمال وضوح و ظهور رسيد و توجيهات باطله ضعيفه و تاويلات واهيه سخيفه كه اكابر ائمه سنيه السنه خود را به آن آلوده‌اند هباء منثورا گرديد و محتجب نماند كه سيد محمد گيسودراز از اعاظم ائمه سنيه و اجله حائزين فضائل سنيه است شيخ عبد الحق در اخبار الاخيار گفته و سيد محمد بن يوسف الحسينى الدهلوى خليفه راستين شيخ نصير الدين محمود چراغ دهلى است جامع است ميان سيادت و علم و ولايت شانى رفيع و رتبتى منيع و كلام عالى دارد او را در ميان مشايخ چشت مشربى خاص و در بيان اسرار حقيقت طريقى مخصوص است در اوائل حال هم بدهلى تشريف داشت و بعد از رحلت شيخ بديار دكن رفت و قبولى عظيم يافت اهل اين ديار همه منقاد و مطيع او گشتند و هم در آن ديار از دنيا انتقال فرمود او را سيد گيسودراز گويند و وجه شهرت او به اين لقب بر آنچه شنيده شده است آنست كه روزى او با چندى ديگر