بهر تقدير و لا ينبئك مثل خبير
دليل دوازدهم دلالت انه لا نبى بعدى بر حصول شرائط نبوت در حضرت امير المؤمنين
دليل دوازدهم آنكه كلمه
الّا انّه لا نبىّ بعدى
كه در حديث منزلت واردست دلالت واضحه دارد بر آنكه اگر بعد جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نبى مىبود حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نبى مىشد و اين دليل قاطع و برهان ساطع بر افضليت و عصمت آن حضرت است زيرا كه افضليت و عصمت در نبوت ضرورست و هر چند دلالت اين ارشاد برين مرام پر ظاهرست ليكن اين قليل البضاعة بعنايت ربّانى اين دلالت را بتصريح بعض كبرى سنيه ثابت سازم و پرده از روى كار براندازم پس بايد دانست كه ملا على قارى در مرقاة شرح مشكاة بشرح
حديث انت منّى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى
گفته فيه ايماء الى انّه لو كان بعده نبىّ لكان عليّا انتهى فللّه الحمد و المنة كه ملا على قارى كه از اكابر علماى محققين و جهابذه محدثين معتمدين متسننين است بتصريح تمام افاده كرده كه درين حديث شريف ايماست به اينكه اگر بعد آن حضرت نبى مىبود هر آيينه ان نبى على مىبود پس بالبداهة ثابت شد كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در صورت عدم اختتام نبوت استحقاق نبوت داشت و ظاهرست كه افضليت از كل رعايا و ارجحيّت از جميع برايا و عصمت از ذنوب و خطايا شرط نبوت است پس اگر العياذ بالله اين امور از آن حضرت منتفى مىبود چنانچه مزعوم مذموم و موهوم مشوم خصوم است هرگز نتوان گفت كه اگر بعد جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نبى مىبود آن نبى جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىبود و سابقا در مجلد حديث غدير شنيدى كه ملّا على قارى يكى از اعيان اثبات و معتمدين ثقات و ماهرين حذاق و منقدين سبّاق است از افاده محمد بن فضل اللَّه المحبى در خلاصة الاثر فى اعيان القرن الحادى عشر ظاهرست كه على قارى يكى از صدور علم و فريد عصر خود باهر است در تحقيق و تنقيح عبارات است و شهرت او كافى است از اطرا در وصف او و رحلت كرده بسوى مكّه و اقامت كرده در آن و اخذ نموده در آن از ابو الحسن بكرى و زكريا و ابن حجر