تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤
كه وقت توجه سرور انام صلّى اللَّه عليه و آله بغزوة تبوك واقع شده و از حديث منزلت نزد او همان مرادست اضعف و اوهن از جميع استخلافات معتاده مىگرداند و گمان مىبرد كه هر استخلافى كه قبل ازين واقع شده افضل و اشرف و اقوى و اعظم از آنست كه درين غزوه جز نسوان و صبيان و معذورين و عصات و منافقين جفات باقى نماندند و رجال اقوياى مؤمنين و عظماى موقنين در مدينه نبودند بخلاف ديگر استخلافات كه بر اقوياى رجال مؤمنين با كمال واقع شده و ابن تيميه بر مجرد اين دعوى اكتفا نه كرده خواسته كه وهن و ضعف اين استخلاف از فعل و قول جناب امير المؤمنين عليه السّلام ثابت سازد چنانچه گفته فلهذا خرج إليه على يبكى الخ اين كلامش دلالت واضح دارد بر آنكه بكاى جناب امير المؤمنين عليه السّلام و عرض آن حضرت أ تخلفني الخ به اين سبب بود كه اين استخلاف اضعف از استخلافات معتاده آن حضرت بود و ديگر استخلافات اشرف و اعلى از آن الخ و همچنين ظاهر خواهد شد از ان نهايت بطلان جسارت سراسر خسارت فخر رازى كه ترانه عجيبى و آهنگ غريبى برداشته حيا و خوف را از اهل اسلام يكسو گذاشته علم مخالفت بداهت برداشته يعنى تجويز عدم تنفير ازاله مرتبه خلافت از هارون عليه السّلام باحتمال كراهت آن حضرت از رتبه خلافت آغاز نهاده و كلامى گفته كه محصل آن اين ست كه عزل وقتى منفر مىشود كه معزول پستر شود از مرتبه كه مرتفع شده باشد بسبب آن و هر گاه زائل شود از معزول مرتبه كه مرتفع به آن نشده پس اين زوال منفر نيست و چون حضرت هارون عليه السّلام شريك حضرت موسى عليه السّلام در اداى رسالت بوده و اين ارفع منازلست و گاه‌ست كه مكروه مىدارد انسان شريك فى الرياسة كه خليفه شريك خود باشد و هر گاه جائزست كه حاصل نشود بسبب آن زيادت و نقصان پس عزل از آن منفر نباشد انتهى و نيز از آن نهايت قبح و فظاعت عناد و لداد بعض حكمائى سنّيه كه در وادى تعصّب و هرزه سراى تيزگام مىرود و كلامى كه مانا ؟ و شبيه بكلام مجانينست