و عمر نظير موسى و عثمان نظير هارون و على نظيرى و من سرّه ان ينظر الى ابن مريم فلينظر الى أبى
ذر پس بعد ثبوت تشبيه شيخين و ثالث ثلثة به حضرت هارون عليه السّلام حسب مفتريات اين حضرات جناب شاهصاحب و رازى و اتباع شان بمقتضاى آنكه خود كرده را درمانى نيست چاره نمىيابند از اينكه دست از خلافت ثلاثه بشويند و طريقه تبرى از امامتشان پويند و مذهبى ديگر غير مذهب تسنن جويند و ضلال و خسران و هلاك ثلاثه برملا گويند و يا راه فرار و انكار از دلالت حديث منزلت بر سلب خلافت از جناب امير المؤمنين عليه السّلام سپارند و عار تهافت و اضطراب را سهلتر ازين آفت عظيم كه هوش و حواس شان باخته پندارند و همت را بتجهيل و تحميق و تسفيه درين ادعاى باطل گمارند و مطلوب الحق بهر صورت حاصلست فقد صارت هذه الهفوة عقدة اعضلت عليهم و استصعبت و ضاقت عليهم الارض بما رحبت شصت و چهارم آنكه اگر حديث منزلت دلالت بر سلب خلافت از جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىكرد العياذ بالنسبة من ذلك لا بد كه اين دلالت بر آن حضرت مخفى نمىشد حال آنكه بدلائل باهره ثابتست كه نزد آن جناب هرگز اين حديث شريف دليل سلب خلافت آن جناب نبود زيرا كه آن جناب هميشه طالب خلافت و امامت در زمان اول و ثانى و ثالث بوده پس محال عقل و خلافت نقلست كه جناب امير المؤمنين عليه السّلام با وصف آنكه سلب خلافت از خود به اين حديث شريف كه در مواضع كثيره و مواقع عديده از جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيده فهميده باشد از طالب خلافت شود و آن را حق خود داند علّامه ابو عمر يوسف بن عبد اللَّه المعروف بابن عبد البر در كتاب استيعاب مىفرمايد
روينا من وجوه انّ الحسن رضى اللَّه عنه لمّا حضرته الوفاة قال للحسين اخيه يا اخى انّ اباك حين قبض رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم استشرف لهذا الامر و رجا ان يكون صاحبه فصرفه اللَّه عنه و وليها ابو بكر فلما حضرت ابو بكر الوفاة استشرف لها ايضا
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 596
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٥٩٦