و كسى كه حصول را مجامع لا حصول مىگرداند از غريزه عقل خارجست پس حسب ارشاد باسداد رازى نقاد خود ملازمان او و حضرت شاهصاحب و اعور و امثال شان كه نفى خلافت را مصداق منزلت مىگردانند به وصف جميل عماى بصائر موصوف و در مخالفت بداهت و اختيار بديهى الفساد و خروج از غريزه عقل گرفتار باشند شصت و دوم آنكه استدلال شاهصاحب و فخر رازى و اعور و امثال شان بحديث منزلت بر سلب خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام هر چند به ظاهر حضرات سنّيه را نهايت خوش مىآيد لكن بعد اندك تامل ظاهر مىشود كه اين ادعا افت عظيم بر سر سنّيه بر پا مىسازد و خلل بيّن در اصل اصول ايشان مىاندازد و ائمهشان را بتجهيل و تفسيق و از را و تحقير و تشنيع و تعبير بلكه تضليل و تكفير مىنوازد يعنى خلافت خلفاى ثلاثه را بكمال وضوح و ظهور باطل مىگرداند و غصب و جور و ظلم و حيف و زيغ و عدوان و شنان و طغيان شان بمنصّه ظهور مىرساند و سيلاب خراب به بنيان جميع تطميعات با آب و تاب اعلام سنّيه در تصحيح خلافتهاى جائره مىداند زيرا كه هر گاه تشبيه جناب امير المؤمنين عليه السّلام به حضرت هارون عليه السّلام و بودن آن حضرت بمنزله حضرت هارون مستلزم سلب خلافت از آن حضرت بعد جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم باشد سلب خلافت از شيخين و ثالث ثلاثه هم متحقق خواهد شد زيرا كه سابقا دانستى كه حديث منزلت را اسلاف بانصاف اينها در حق شيخين هم بر تافتهاند و ايشان را بمنزله هارون عليه السّلام ساخته علّامه نحرير ايشان عبد الرؤف مناوى در كنوز الحقائق از عمدة المحدثين شان خطيب بغداد نقل كرده ابو بكر و عمر منى بمنزلة هارون من موسى پس جناب شاهصاحب و فخر رازى و اعور و اتباع شان را لازمست كه حسب ادعاى باطل خود بنا بر اين حديث سلب خلافت از ابو بكر نمايند و گويند كه اثبات خلافت براى ايشان كمال بىديانتيست كه مستلزم حمل تشبيه بر تشبيه ناقصست كه حضرت هارون بعد حضرت موسى عليهما السّلام بخلافت
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 594
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٥٩٤