صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در خلفاى خود جارى ساختند الائمة من قريش تا موافقت سنة اللَّه فى انبياء بنى اسرائيل واقع شد انتهى ازين عبارت ظاهرست كه در خليفه اشتراك با پيغامبر در جدا على مطلوبست و فقدان آن موجب تحقير خليفهست كه مردم بسبب اين اشتراك به چشم حقارت در خليفه نمىنگرند و الا او را تحقير مىشمرند و ظاهرست كه فقدان اشتراك با پيغامبر در جدا اعلى در حق سائر رعايا اگر چه صحابه عدول و اعلام فحول يا سلاطين و وزراء و اعاظم حكام و كبرا باشند موجب تحقير و اهانت شان نمىشود پس قياس حال ائمه و خلفا بر نائبان و گماشتگان سلاطين دنيا پر ناروا و اللَّه الموفق للاهتداء و التجنب عن المراء قوله و اگر عزل هم باشد چون نبوت استقلالى بعد از موت موسى بهارون مىرسيد كه مرتبه اعلاست بهزار درجه از خلافت چرا موجب نقصان و اهانت او مىشد اقول عادت قديم شاهصاحبست كه خوض و غور و تامل و تدبر را ترك داده مشغول سياقت كلام و تخديع عوام مىشوند درين مقام هم برين عادت مرضيه و سجيّه رضيه رفته عزل نظر از جوانب و اطراف نموده چنان گمان كردهاند كه اگر انقطاع خلافت حضرت هارون بسبب رجوع حضرت موسى عليهما السلام از طور عزل باشد اين عزل بسبب حصول نبوت استقلالى براى حضرت هارون بعد از موت حضرت موسى عليهما السلام موجب نقصان و اهانت نخواهد بود زيرا كه ضمير باشد در قول شان و اگر عزل هم باشد راجعست بانقطاع عمل كه در قول شان گوييم انقطاع عمل را عزل گفتن خلاف عرف و لغتست انتهى مذكورست و ظاهرست كه مراد ازين انقطاع عمل انقطاع خلافت حضرت هارونست بوقت رجوع حضرت موسى عليهما السلام از طور بدليل قول او زيرا كه پادشاهان در حين بر آمدن خود از دار السلطنة نائبان
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 454
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٥٤