تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
مطلق مثبت عزلست و چون عزل نبى را ديندارى تجويز نخواهد كرد كه مستلزم اهانتست بالبداهة و از افاده صاحب تمهيد بلكه افاده خود شاهصاحب هم ظاهرست حيث قال قبل ذلك و انقطاع اين استخلاف را عزل نتوان گفت كه موجب اهانت در حق كسى باشد انتهى پس به حمد اللَّه دعوى انقطاع خلافت بلا ريب باطل باشد قوله زيرا كه باد شاهان در حين بر آمدن خود از دار السلطنة نائبان و گماشتگان خود را خليفه خود مىگذارند و بعد از معاودت خود به خود اين خلافت منقطع مىشود و هيچكس آنها را معزول نمىداند و نه در حق آنها اهانت مىفهمد اقول شاهصاحب درين جا بمزيد تحير و انتشار و غايت اختلال و اضطرار چارهء كار را در آن منحصر يافته‌اند كه همت عالى نهمت را بتمثيل حال نبى جليل به حال ذليل نائبان و گماشتگان گماشته خلافت و امامت را با گماشتگى و اعمال خاسره دنياى دنى مماثل ساخته اين الثريا يا من الثرى و اين الدرّ من الحصى در كمال وضوح و ظهورست كه حضرت موسى على نبينا و آله و عليه السلام بوقت توجيه بسوى طور بلا تقييد به مدت طويلة الشهور يا قليله سريعة المرور حضرت هارون عليه السلام را خليفه و جانشين خود ساخته حيث قال
اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ
و اما اين نائبان و گماشتگان پس ظاهرست كه در اغلب اوقات ايشان را خلافت و نيابت مطلقه سلاطين حاصل نمىشود بلكه خلافت ايشان مقيّد مىباشد به زمان غيبت به اين سبب انقطاع عمل ايشان را كسى عزل نمىگويد و اگر بالفرض بادشاهى بقول مطلق بلا تقييد به مدت بعضى از نائبان و گماشتگان خود را خليفه سازد و من بعد از و خلافت خود منقطع سازد بلا شبه درين صورت عزل و اهانت اين نائب و گماشته لازم خواهد آمد و المنكر مكابر لا يصغى الى كلامه و اگر بفرض غير واقع تسليم كنيم كه انقطاع عمل نائبان و گماشتگان با وصف
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 452 | السيد مير حامد حسين الهندي