در آن متصوّر شود و كافيست براى ابطال اين احتمال آنچه رازى بعد ازين افاده فرموده كه از ان واضحست كه استخلاف حضرت هارون عليه السّلام را حصول فائده جديده كه تنفيذ احكامست لازمست چه اگر تنفيذ احكام بسبب استخلاف حاصل نشود بلكه از سابق ثابت باشد براى استخلاف فائده نباشد و ظاهرست كه تنفيذ احكام الهى از اجل فضائل و محامدست حاشا كه جز ديوانه يا ملحدى كسى از اهل اسلام آن را مكروه داشته باشد چه جانبى معصوم پس تجويز كراهت آن بر حضرت هارون عليه السلام نهايت بى باكى و جسارت و غايت مجازفت و اعتداست و معهذا كله اين خرافت را افاده خود رازى در تفسير كبير از بيخ بر مىكند كه در آن توهم لزوم اهانت حضرت هارون عليه السّلام را رد ساخته كما سمعت آنفا و نيز بطلان اين خرافت از افاده علّامه قيصرى و تحقيق رشيق ملا عبد الرحمن جامى كه آنفا شنيدى بكمال وضوح و ظهور كالنور على شاهق الطور تابان و روشنست و لطيف تر آنست كه بعد تجويز مكروه بودن خلافت حضرت موسى نزد حضرت هارون عليهما السلام بر آن تفريع نموده كه جائزست كه حاصل نشود بسبب اين خلافت زيادت و نقصان و بطلان اين توهم پر ظاهرست زيرا كه هر گاه اين خلافت مكروه خواهد بود آن مستلزم نقصان خواهد بود و اگر محبوب خواهد بود موجب حصول زيادت شرف خواهد شد و اگر نه محبوب باشد و نه مكروه البته در اين صورت نه زيادت حاصل خواهد شد و نه نقصان پس تفريع عدم زيادت و نقصان بر احتمال كراهت باطلست بلكه بر تقدير كراهت مىبايستى كه حصول نقصان را متفرع مىكرد و غالبا رازى از طعن و تشنيع اهل اسلام ترسيده با وصف تجويز كراهت چنين مرتبه جليله از اثبات نقصان بالتصريح عنان كشيده
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 440
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٤٠