بيان مشيع طويل الذيل بكمال وضوح ظاهرست كه قرب نسب و فصاحت و امثال آن از جمله آن فضائل نيست كه در كتاب اللَّه و سنت و اقاويل صحابه سبب تفضيل و ترجيح بعض على بعض گردانيده شد و در حد ذات خود فضيلت آدمى و سعادت اوست و تشبيه با پيغامبر بان از جهت پيغامبر حاصل مىشود بلكه از جمله آن فضائلست كه در حد ذات خود فضيلت معتبره در شرع نيست لهذا كافر و مسلمانان را اين فضائل حاصل مىشود و متقى و فاسق هر دو بان متصف مىتواند شد ليكن گاهى وسيله فضيلتى از فضائل معتبره در شرع مىگردد پس اسقاط آن از درجه اعتبار به اين معناست كه در حد ذات خود فضيلت معتبر نيست وا عجباه كه مخاطب با وصف آن همه مباهات و افتخار بر كتاب ازالة الخفا و اغراق در مدح و اطراى آن و مصنف آن از مضامين تحقيقآگين آن خبرى بر نمىدارد و در بسيارى از مباحث كتاب خود خصوصا اين باب امامت مخالفت افادات كتاب ازالة الخفا آغاز نهاده داد رشد و سعادت داده دوازدهم آنكه ابن حاجب در ايضاح شرح مفصل در شرح قول ماتن و إذا قلت ما مررت باحد الا زيد خير منه فكان ما بعد الا جملة ابتدائية واقعة صفة لاحد و الّا لغو فى اللفظ معطية فى المعنى فائدتها جاعلة زيدا خيرا من جميع من مررت بهم گفته هذا راجع الى الاستثناء المفرغ باعتبار الصفات لان التفريغ فى الصفات و غيرها قال اللَّه تعالى
وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا لَها مُنْذِرُونَ
و حكم الجملة و المفرد واحد فى الصحة فعلى هذا تقول ما جائنى احد الا قائم و ما جائنى احد الا ابوه قائم و كل ذلك مستقيم فان قيل معنى الاستثناء المفرغ