دل و فصاحت لسان دو جاهت در ميان مردمان لهذا كافر و مسلمانان را آن فضائل حاصل مىشود و متقى و فاسق هر دو به آن متصف مىتواند شد ليكن گاهى وسيلهء فضيلتى از فضائل معتبره در شرع مىگردد به اين اعتبار مىتوان از فضائل مذكور ساخت مثلا تزويج آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم جگر پاره خود را متضمن عنايت آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم بشان اوست و سنته اللَّه چنين جارى شده كه مهر بهترين انبيا صلوات اللَّه و سلامه عليه نگردانند مگر شخصى را كه حال او در شرع محمود باشد
الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ
پس به اين اعتبار بر بعض فضائل نفسانيه دلالت مىكند و همچنين اين عم بدن سبب عنايت آن حضرتست صلّى اللَّه عليه و سلّم به نسبت او و اعتنا به تعليم و تثقيف او و همچنين شجاعت و فصاحت گاهى صرف كرده مىشود در نصرت اسلام و اعلاء كلمة اللَّه پس به اين اعتبار با فضائل معتبره نسبتى پيدا مىكند و چه ماناست به اين مبحث بيت مولانا جلال الدين رومى قدس سره علم را بر تن زنى مارى بود * علم گر بر دل زنى يارى بود پس اسقاط اين صفات از درجه اعتبار به اين معناست كه در حد ذات خود فضيلت معتبر نيست و اثبات اين معنى در ذيل مناقبه به اين معناست كه در ماده خاصّ وسيله كسب فضائل معتبره شده پس نام اين چيزها مىگيرند و مراد همان فضائل معتبره مىدارند و بون بائنست در منازل اين دو قسم و قد جعل اللَّه لكل شيء قدرا پس اگر ثابت شود وجود فضائل از قسم اول ثانى زياده رونق او خواهد افزود و گواهى بر تحقيق آن خواهد داد و اگر قسم اول ثابت نشود يا دون مرتبه ديگران ثابت شود اين فضائل در شريعت مرد را بالا نخواهد نشاند انتهى ازين