تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
و به اين سبب بعد از انقضاى آن مدت باقى نماند كذب محض و بهتان صرف و مجازفت باطل و عدوان صريح و افتراى بحت و دروغ بيفروغست چه كلام الهى كه مشتمل‌ست بر حكايت استخلاف حضرت موسى حضرت هارون عليهما السلام را مطلقست تقييدى در آن به مدت غيبت واقع نيست و مفسرين هم اين قيد را ذكر نكرده‌اند و روايات هم خالى ازين قيدست چنانچه در ما بعد مىدانى پس حضرت شاه صاحب بمحض تشهى نفس اين قيد افزوده كمال ورع و تدين و تحرّج خود از كذب و افترا بر انبيا عليهم التحية و الثنا ظاهر فرموده‌اند وا عجباه كه از نص قرآن و تصريحات علماى اعيان و روايات معتمدين والاشان استخلاف حضرت هارون عليه السلام على الاطلاق ثابت باشد و تقييدى در آن غير واقع و شاه صاحب ادعاى انقطاع صريح الاندفاع واضح الاستشناع آغاز نهند آيا نمىبينى كه قول حضرت موسى عليه السّلام
اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي
كه در قرآن شريف مذكور ست مطلقست تقييدى در آن به مدت غيبت واقع نيست پس چگونه بى دليل ادعاى انقطاع اين خلافه و ارتجاع اين مرتبه عظيم الجلاله بعد رجوع حضرت موسى عليه السّلام توان كرد بار الهاى مگر آنكه كسى كذبا و بهتانا قيدى از طرف خود افزايد يا ادعاى ثبوت عزل بصريح قول مجازفة و عدوانا نمايد و در ما بعد انشاء اللَّه تعالى مىدانى كه خود شاه صاحب در باب المطاعن بر خلاف افادات اين مقام بسبب مزيد استنكاف از كذب و تزوير بتاكيد و تكرير ادعاى عزل حضرت هارون از خلافت حضرت موسى عليهما السلام دارند و شرم و حيا از خدا و انبيا بغايت قصوى مىرسانند و چون اطلاق عزل بر انقطاع استخلاف مقيّد بتصريح خودشان ناجائز و خلاف عرف و لغتست پس لا بد كه اولياى شاه صاحب حسب افاده شان اعتراف بمزيد صدق خدامشان در ادعاى