تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
ابطال حق نمىهراسد ليكن بحيرتم كه امام احمد بن حنبل را كه او را بر بقيه ائمه ثلاثه ترجيح داده است و تمذهب بمذهب او اختيار كرده چگونه از اهل علم بدر مىآرد و همت به تجهيل و تفضيح و تحقير او مىگمارد

اعتراف صاحب تحفه به مماثلت خلافت جناب امير المؤمنين ع با خلافت حضرت هارون

قوله يعنى چنانچه حضرت هارون خليفه حضرت موسى بود در وقت توجه به طور حضرت امير خليفه پيغمبر بود در وقت توجه بغزوه تبوك اقوال اولا نهايت غنيمتست كه مخاطب فخور با وصف كمال اغراق در انكار بسيارى از امور واضحة الظهور درين مقام بمزيد ناچارى اقتدار بر انكار ما هو فى الوضوح كالنور على شاهق الطور نيافته طوعا و كرها اعتراف ببودن حضرت هارون خليفه حضرت موسى عليهما السلام در وقت توجه به طور نموده انهماك مشايخ و اعلام اعيان خود در كذب و بهتان و انكار سنت و قرآن ثابت كرده چه عنقريب مىدانى كه فخر رازى و اصفهانى و تفتازانى و قوشجى و هروى و غير ايشان انكار ثبوت خلافت حضرت هارون براى حضرت موسى عليهما السلام نموده‌اند بلكه عجب عجاب آنست كه خود مخاطب بادعاى منافات رسالت با خلافت در ما بعد ابطال خلافت حضرت هارون عليه السلام خواسته و بظهور بطلان اين جسارت بافاده اين مقام مبالاتى نكرده و ثانيا از اين افاده مخاطب كثير الانصاف اعتراف او بدلالت اين حديث بر حصول خلافت براى جناب امير المؤمنين عليه السلام مثل خلافت حضرت هارون عليه السلام ظاهر و واضحست پس جدّ و كدّ و جهد او در نفى عموم منازل و ايراد ديگر خزعبلات و تمويهات كه بعد ازين اتعاب نفس در تقرير آن نموده همه هباء منبثّا و بيكار و مظهر كمال صغار و عوار مخاطب عالى تبار خواهد بود و علاوه برين خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام بنص احاديث عديده ثابتست چنانچه حديث لا ينبغي لى ان اذهب الّا و انت خليفتى بروايت اكابر اعلام محدثين سنيه در ما بعد انشاء اللَّه تعالى