تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
على الاطلاقست و هرگز جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كسى را بر آن حضرت گاهى استخلاف نكرده و هر گاه بمفاد روايات ائمه حذاق و اساطين مهره سنيه كه در ما بعد انشاء اللَّه تعالى مذكور شود ثابتست كه جناب امير المؤمنين عليه السلام بمنزله حضرت هارونست على الاطلاق و اراده عهد كه سنيه ادعا مىكنند قطعا و حتما باطلست پس استخلاف احدى بر آن حضرت قطعا باطل و كذب محض باشد كه خود ابن تيميه اثبات منافات بين الامرين مىنمايد و همانا ادعاى استخلاف ديگرى بر جناب امير المؤمنين عليه السلام براى رفع نقص از شيوخ ثلاثه‌ست كه ايشان بارها زير حكم ديگران در حيات سرور انام صلى اللَّه عليه و آله و سلم گرديده‌اند گاهى زير مشق عمر و عاص و گاهى تابع ابو عبيده جراح و گاهى مطيع اسامه پس ابن تيميه براى دفع اين نقص و ملامت كه صراحة دلالت بر مفضوليت و سلب استحقاق خلافت بعد جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ايشان مىكند چنان كذب و دروغ اغاز نهاده كه العياذ بالله جناب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم كسى ديگر را بر حضرت على بن أبي طالب عليه السلام استخلاف نموده يعنى آن حضرت را پناه به خدا تابع و مطيع كسى ديگر ساخته و ادعاى استخلاف احدى بر آن حضرت چنانچه اين قول بر آن دلالت دارد از اكاذيب واضحه و افتراءات فاضحه‌ست و هيچ عاقلى كه ادنى فهم داشته باشد چنين دعوى باطل و كذب واهى و دروغ بى فروغ بر زبان نخواهد آورد سبحانك هذا بهتان عظيم و اما ذكر استخلاف غير با وصف حضور جناب امير المؤمنين عليه السلام پس بطلان آن نيز ظاهرست و هرگز با وصف حضور جناب امير المؤمنين عليه السلام در مدينه استخلاف كسى ديگر واقع نشده و مدعى آن كاذب و مفترى و دروغ زنست و تصريح ايمه حذاق و جهابذه اساطين سنيه به آنكه جناب