تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
تعصّب ناهنجار بپروردگار مىبايد نمود كما يدل عليه قوله نه معاذ اللَّه انكار دلالت اين خبر بر اصل خلافت جناب حيدر و هر گاه دلالت اين حديث باعتراف مخاطب و تلميذ رشيدش بر خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام ثابت گرديد مطلوب اهل حقّ كه دلالت آن بر خلافت بلا فصل وصىّ بر حق است حاصل شد زيرا كه بنا بر اين ازين حديث نصّ بر خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام ثابت خواهد شد و نصّ بر ثلاثه بدلائل قاطعه سابقه فى المنهج الاول و باعتراف خود شاهصاحب مفقودست و بديهى اوليست كه با وجود منصوص عليه خلافت غير منصوص عليه هرگز صحيح نيست چنانچه جناب والد ماجد اعلى اللَّه مقامه در جواب اين قول شاهصاحب فرموده مقصود شيعه به همين قدر حاصل مىشود زيرا كه هر گاه بودن حضرت امير المؤمنين عليه السلام امام امت حضرت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به اختيار آن حضرت معلوم شد نص متحقق گرديد و بدليل قطعى ثابت شده كه امام همان كس است كه نص بر امامت او از طرف خدا و رسول ثابت شده باشد و چون انتفاى نص بر اصحاب ثلاثه به اعتقاد و اقرار اولياى ايشان معلوم است نفى امامت ثلاثه ثابت گرديد انتهى قوله آمديم بر نفى امامت غير او و آنكه امام بلا فصل حضرت امير بود پس ازين حديث فهميده نمىشود اقول حيف است كه بعد اعتراف حق و اختيار انصاف انحراف بسوى انكار و اعتساف پسند كرديد و بعد اظهار صدق صحيح ركون و جنوح بجحود قبيح ايثار فرمودند هر گاه خود اعتراف داريد كه ازين حديث مستفاد مىشود استحقاق جناب امير المؤمنين عليه السلام براى امامت باز نفى امامت بلا فصل جناب امير المؤمنين عليه السلام و نفى نفى