و قال الثعالبي : امام في الادب ، خنق التسعين [ 1 ] في خدمة الكتب ، و أنفق عمره على مطالعة العلوم و تدريس مؤدبي نيسابور .
ولد سنة اربع و ثلاثين و ثلاثمائة ، و مات بعد سنة ستة عشر و اربعمائة ] [ 2 ] .
واحدى را عتاب نمود بر آنكه چرا توجه تام و اقبال بليغ بر خواندن تفسير به خدمت ثعلبى اختيار نمىكند ، بيان كرد كه ثعلبى شخصى است كه به خدمت او بعداء از أقاصى بلاد مىرسند ، پس چرا واحدى او را با اين قرب جوار ترك مىنمايد ؟ و واحدى بجواب اين عتاب ، بيان كرد آنچه حاصلش اين است كه غرض او از اتقان علم ادب همين خواندن تفسير بر ثعلبى است .
و نيز از افادهء واحدى ظاهر است كه او بعد اخذ دواوين اشعار و لغت و نحو و صرف و قراآت به خدمت ثعلبى رسيد ، و همه تن متوجه اخذ از او گرديد ، و ثعلبى خير علماء ، بل بحر ايشان ، و نجم فضلاء ، بل بدر ايشان ، و زين ائمه ، بلكه فخر ايشان ، و أوحد امت ، بلكه صدر ايشان بوده ، و تفسير او را مطايا در سهل و أوعار ، و كشتيها در بحار برده ، و مثل ريح در اقطار و زيده ، و مثل شمس در هر بلده سير كرده ، و هبوب آن مثل هبوب ريح است در بر و بحر ، و اطباق كردهاند بر آن كافهء امت على اختلاف نحلهم ، و اقرار كردهاند براى او بفضيلتى كه كسى بر آن فضيلت سبقت بر او نيافته ، پس كسى كه ادراك او كرده و صحبت با او داشته ، دانسته كه او وحيد و بىنظير بوده ، و كسى كه ادراك او نكرده ، پس بايد كه نظر كند در مصنفات او تا استدلال كند به آن بر آنكه او درياى بى
هامش
[ 1 ] في المصدر : جاز السبعين في خدمة الكتب .
[ 2 ] بغية الوعاة : 160 .