تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
و ظاهر است كه اقتران به اين معنى در هر دو مفهوم كه تصور آن متصلا كنند ، مىتواند شد ، خواه هر دو مفهوم متباين باشند ، خواه متساوى ، خواه در ان هر دو نسبت عموم و خصوص مطلق باشد ، خواه عموم و خصوص من وجه ، و اين اقتران به اختيار متصور و متعقل است ، هر دو مفهوم را از مفاهيم مختلفه هر گاه خواهد در تصور مقترن مىتواند كرد ، خواه هر دو مفهوم از اسمين باشند ، خواه فعلين ، خواه حرفين ، خواه مختلفين ، و خواه اقتران موافق استعمال اهل لسان باشد ، خواه نباشد . مثلا در استعمال عرب مضاف را مقدم مىسازند ، و مضاف إليه را مؤخر و در تصور و تعقل مىتواند شد كه مضاف إليه را اولا تصور كنند و مضاف را بعد آن ، و همچنين در استعمال عرب جار را مقدم مىسازند ، و مجرور را مؤخر مىگردانند ، و در تصور و تعقل مىتوانند كه اولا معناى مجرور تصور كنند و معناى جار را مؤخر تصور نمايند . پس در كمال ظهور و وضوح است كه اگر مدار اقتران در نطق و استعمال بر اقتران مفهومين در تصور و تعقل كه به اختيار متعقل و متصور است ، و مختلف است باختلاف انحاء التصور و التعقل باشد ، لازم آيد كه بهر طور كه كسى دو مفهوم دو لفظ را تصور كند ، به همان نحو تكلم بان جائز گردد ، و هل هذه الا سفسطة شنيعة لم يظفر بعديلها ، و مكابرة واضحة لم يسمع بمثيلها ؟ مثلا مفاهيم ( من زيد قام ) را در عقل اقتران حاصل مىتواند شد ، حال آنكه حسب قاعدهء لسان ، اين تركيب وجهى از صحت ندارد . و با مراد از اقتران بين المفهومين ، تساوى مفهومين است ، يعنى غرض آنست كه در اين هر دو مفهوم نسبت تساوى و تصادق از ميان نسب اربعه متحقق است ، پس بطلان آن اظهر من الشمس و أبين من الامس است ، چه
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 381 | السيد مير حامد حسين الهندي