قياس نمودن كار انسان نيست ! ، چه معنى انسان و حيوان هر دو مستقل بالمفهومية است ، بخلاف معنى ( من ) كه معنايش غير مستقل است ، و معنى غير مستقل را با معنى مستقل نسبتى نيست .
ششم : آنكه دعوى اين معنى كه هر گاه لفظ ( أولى ) موضوع باشد براى معنى ، و لفظ ( من ) موضوع باشد براى معنى آخر ، پس صحت دخول احدهما بر آخر به وضع نخواهد بود بلكه بعقل ، از غرائب مجازفات ، و عجائب تقولات ، و طرائف خزعبلات ، و ظرائف مضحكات است ، و صدور مثل آن از صغار اطفال و ربات الحجال هم مستبعد ، نه كه از مثل چنين عالم نحرير و فيلسوف معدوم النظير ! ؟
و سماجت و شناعت اين ادعاى بىاصل و كذب خلاف نقل و عقل به حدى ظاهر است ، كه كسى كه ادنى كتابى از كتب ابتدائيهء نحو خوانده باشد سخريه بر آن مىزند ، و كمال تعجب و تحير از قائل آن آغاز مىنهد ، پر ظاهر است كه اگر صحت اقتران لفظى بلفظى مبنى بر محض عقل باشد ، و حاجت بسماع مرتفع گردد ، بسيارى از احكام نحويه بىاصل گردد ، و اختلال عظيم و فساد كبير در أمر لسان حادث شود ، كه عقل از ادراك غايت آن قاصر است .
و اعجباه كه فخر رازى بيك حرف واهى جميع مساعى جميلهء نحويين را در بحث و فحص از اوضاع تراكيب كلمات ، و شدت اهتمامشان را در أخذ تأليفات و تركيبات از استعمالات عرب ، « هباء منثورا » ساخته ! ! و ادلهء بطلان مزعوم رازى در كتب ابتدائيهء نحو بسيار است ، فضلا عن غيرها ، بنابر تنبيه اشاره ببعض آن كرده مىشود .
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 366
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٦٦