از اين عبارت ، ظاهر است كه اصمعى ، و صاحبين او - يعنى أبو زيد و أبو عبيده - از خليل حكايت لغت اصلا نكردهاند ، كه خليل در لغت مثل اينها نبود .
پس از اينجا بتصريح تمام ، افضليت أبو زيد از خليل ، استاد سيبويه نبيل ، در لغت ظاهر مىشود ، و چون افضليت أبو زيد از خليل در لغت ، از اين عبارت ظاهر است ، و هم افضليت او از خليل در لغت ، از عبارت « بغية سيوطى » ظاهر ، و افضليت او از اصمعى در لغت ، از عبارت نووى و ذهبى ، و يافعى ، و سيوطى واضحست ، و افضليت أبو زيد از أبو عبيده در نحو ، از افادهء مبرد ( كه مىآيد ) ظاهر است ، و نيز افضليت أبو زيد از أبو عبيده ، از افادهء آتيهء أبو حاتم واضحست ، كه او از اصمعى و أبو عبيده وجه تسميهء ( منى ) پرسيد ، و هر دو ندانستند ، و أبو زيد آن را بيان كرد .
و نيز افضليت أبو زيد از أبو عبيده ، و اصمعى در لغت ، از افادهء ابن مناذر كه أبو الطيب نقل كرده ، ظاهر است .
و از عبارت يافعى ظاهر است كه سفيان ثورى بعد مدح اصمعى ، و ابو عبيده ، در حق أبو زيد گفته كه او اوثق ايشان بود .
پس افضليت أبو زيد از افاضل و اكابر معاصرين او كه خليل ، و ابو عبيده ، و اصمعى بودند ، و اعلميت او در اين طبقهء عاليه ، متحقق و ثابت گرديد .
و نيز سيوطى در « مزهر » گفته :
[ قال أبو الطيب : و الشعر بالكوفة أكثر و أجمع منه بالبصرة ، و لكن أكثره مصنوع و منسوب الى من لم يقله ، و ذلك بين في دواوينهم .
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 340
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٤٠