دست به سوى ذى طوى اشاره فرمود . « . . . تا آنگاه كه دو شب به خروج وى مانده ، خدمتكار مخصوصش مىآيد و بعضى از اصحاب آن حضرت را مىبيند و مىپرسد :
شما در اينجا چند نفريد ؟ مىگويند : حدود چهل مرد . مىگويد : اگر صاحب خويش را ببينيد ، چگونه خواهيد بود ؟ گويند : به خدا سوگند ، اگر فرمان دهد به سوى كوهها روى آوريم ( تا آنها را بر كنيم ) ، در خدمت آن حضرت خواهيم بود .
فرداى آن شب به نزدشان مىآيد و مىگويد : از بزرگان و نيكان خود ، ده تن را تعيين كنيد . آنها را برمىگزينند . پس او ايشان را با خود مىبرد تا اينكه به خدمت صاحبشان شرفياب مىشوند و براى فرداى آن شب ، با ايشان وعده مىنهد . »
آنگاه حضرت ابو جعفر عليه السّلام فرمود : « [ به خدا سوگند ] گويا او را مىبينم كه به حجر تكيه داده است و خداوند را به حقّ خويش قسم مىدهد . سپس مىگويد : " اى مردم ! هركس دربارهى خداوند با من محاجّه كند ، ( بداند كه ) من از همه [ ى مردم ] به خداوند سزاوارترم و هركس دربارهى آدم با من محاجّه كند ، پس من سزاوارترين مردم به آدمام . اى مردم ! هر آنكه در مورد نوح با من بحث دارد ، ( بداند كه ) من از همه به نوح عليه السّلام نزديكترم . اى مردم ! هركس دربارهى ابراهيم با من بحث دارد ، من از همه به ابراهيم عليه السّلام نزديكترم . اى مردم ! هركس دربارهى موسى با من گفتوگو دارد ، من از تمامى مردم به موسى عليه السّلام نزديكترم . اى مردم ! هركس دربارهى عيسى با من محاجّه كند ، ( بداند كه ) من از همهى مردم به عيسى عليه السّلام نزديكترم . اى مردم ! هركس دربارهى پيامبر خاتم با من بحث دارد ، ( بداند كه ) من از همهى مردمان به حضرت خاتم الأنبيا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نزديكترم . اى مردم ! هركس دربارهى كتاب خدا با من بحث دارد ، پس من از همهى مردم به كتاب خدا سزاوارترم . "
سپس به مقام تشريف مىبرد و در آنجا دو ركعت نماز مىگزارد . آنگاه خداوند را به حقّ خويش مىخواند . »
آنگاه امام باقر عليه السّلام فرمود : « اوست - به خدا سوگند - همان مضطرّى كه خداوند دربارهاش مىفرمايد : ( يا كيست آنكه به مضطرّ پاسخ دهد و بدى را از ميان بردارد و شما را جانشينان روى زمين قرار دهد ؟ ) در آن حال ، جبرئيل به صورت پرندهى سپيدى بر
المحجة فيما نزل في القائم الحجة ع (سيماى حضرت مهدى ع در قرآن) (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: السيد هاشم البحراني
ص١٧٥