وتر و وتير گفته مىشود ؛ از قبيلهى مراد . صورتهايشان به پشت است كه به عقب راه مىروند . آنها به مردم خبر مىدهند كه چه بر سر همراهانشان آمد .
سپس آن حضرت به مدينه داخل مىشود كه در آن هنگام ، قريش از سپاهيان امام عليه السّلام مىگريزند و پنهان مىگردند و اين است معنى قول حضرت علىّ بن ابى طالب عليه السّلام كه فرمود : " به خدا سوگند ، ( آن روز ) قريشيان آرزو خواهند كرد كه تمام اموال و دارايىهايشان و همهى آنچه را خورشيد بر آن مىتابد بدهند و مخفيگاهى بگيرند كه به قدر سر بريدن شتر در آن پنهان شوند . " « 1 »
سپس آن حضرت حادثهاى پديد مىآورد . در اين وقت ، قريش گويند : بياييد تا بر اين سركش خروج كنيم كه به خدا سوگند ، اگر اين از اولاد حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم بود ، اين كار را نمىكرد و اگر از فرزندان على عليه السّلام بود ، اين كار را نمىكرد و اگر از اولاد فاطمه عليها السّلام بود ، چنين عملى انجام نمىداد . آنگاه با آن حضرت مىجنگند كه خداوند او را بر آنها پيروز مىگرداند . او جنگجويانشان را مىكشد و ذرّيّهشان را به اسارت درمىآورد .
بعد ، از آنجا بيرون مىرود تا اينكه در شقره « 2 » فرود مىآيد . در آنجا خبر مىرسد كه آنان گماشتهى آن حضرت را در مدينه به قتل رساندهاند . پس برمىگردد و
هامش
( 1 ) . [ اين كلام مولا عليه السّلام با اندكى اختلاف در خطبهى 92 نهج البلاغه يافت مىشود .
ابن ابى الحديد مواردى از پيشگويىهاى تحقّق يافتهى اين خطبه را باز شكافته و توضيح داده است ( شرح نهج البلاغه 7 : 47 - 50 ) . او اين جمله را پيشگويى سخن مروان حمار در رويارويى با سپاه عبد اللّه بن على عبّاسى در درگيرى كنار رودخانهى زاب ( بين موصل و اربل ) مىداند . توضيح اينكه اين رخ داد در سال 132 بود كه در پى آن ، آخرين خليفهى اموى از سياهجامگان برآشفته و فريبخوردهى بنى عبّاس شكست خورد و گريخت و چند ماهى پس از آن در بوصير مصر به هلاكت رسيد . شارح معتزلى آنگاه مىافزايد : در اين خطبهى بسيار مشهور - كه پس از جنگ نهروان القا گرديده است - پيشگويىهاى ديگرى نيز آمده است كه آن را ياد مىكند . اشارهى ديگر آن حضرت به روزگار ظهور امام موعود حضرت مهدى عليه السّلام است . نيز رك . بحار الأنوار 34 : 116 - 123 . ]
( 2 ) . يكى از نقاط حجاز است .