مخالف آن را در مقام رد اهل حق ذكر نموده .
و بالفرض اگر رجوع جناب امير المؤمنين در اين روايات مروى نمىگشت ، ليكن چون حضور آن جناب روز غدير خم باحاديث متكثرهء غدير ثابت بود ، و مدعى دعوى ( لم يكن علي عليه السلام مع النبي صلى اللَّه عليه و آله و سلم في ذلك الوقت ) صورت دليلى هم ، چه جا دليلى قابل قبول ، بر اين دعوى كاذبه اقامت نكرده ، لهذا قدح او قابليت التفات نداشت .
و محتجب نماند كه اگر فرض كنيم كه جناب امير المؤمنين عليه السلام از يمن رجوع نفرموده ، و در وقت ارشاد نمودن جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم حديث غدير را حاضر نبوده ، پس اين مدح قدح نمىكند در اصل حديث غدير ، آرى منافى آن طريق خواهد بود ، كه در آن حضور جناب امير المؤمنين عليه السلام ، و برداشتن جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم آن حضرت را ، و همراه خود ايستاده كردن منقول است ، و اصل حديث غدير ، كه بطرق متعدده منقول است ، و در بسيارى از آن اين مضمون غير وارد ، آنها به حال خود سالم از طعن و قدح خواهد بود .
و بعدم قدح اين معنى در اصل حديث غدير بعض اساطين محققين سنيه تصريح كردهاند ) :
سيد شريف على بن محمد الجرجانى در « شرح مواقف » بجواب حديث غدير گفته :
الجواب منع صحة الحديث ، و دعوى الضرورة في العلم بصحته لكونه متواترا مكابرة ، كيف و لم بنقله اكثر اصحاب الحديث كالبخاري و مسلم و اضرابهما ، و قد طعن بعضهم فيه كابى داود السجستاني ، و أبي حاتم الرازي ، و غيرهما من ائمة
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 323
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٢٣