حديث غدير مىفرمايد ) :
و لا التفات لمن قدح في صحته و لا لمن رده بان عليا كان باليمن لثبوت رجوعه منها و ادراكه الحج مع النبي صلى اللَّه عليه و سلم انتهى . [ 1 ] ( و على قارى در « مرقاة » در شرح حديث غدير گفته ) :
و ابعد من رده بان عليا كان باليمن لثبوت رجوعه منها و ادراكه الحج مع النبي صلى اللَّه عليه و سلم ، و لعل سبب قول هذا القائل انه وهم انه قال هذا القول عند وصوله من المدينة الى غدير خم [ 2 ] .
( از اينجا تعصب حضرات اهل سنت بايد دريافت ، كه بهوس ابطال حديث غدير ، چها اكاذيب و شنائع را التزام كردهاند ! با وصفى كه صحاح سته خويش را از امهات كتب حديث دانند ، و در عقائد و اعمال اعتماد و اعتبار بر آن دارند ، و در هر باب رجوع به آن مىآرند ، خصوصا « صحيح بخارى و مسلم » را كه اصح الكتب بر هر دو اطلاق كنند ، در اينجا حديث « صحيح بخارى » و « صحيح مسلم » و « صحيح ابن ماجه » ، و « صحيح ابو داود » و « صحيح ترمذى » و « صحيح نسائى » را بصراحت تكذيب كنند .
و زيادهتر حيرت دامنم مىكشد از غفول و ذهول رازى ، كه با وصفى كه خود در حديث غدير بعدم اخراج بخارى و مسلم آن را قدح نموده ، باز رجوع جناب امير المؤمنين عليه السّلام را از يمن ، و حضور در حجة الوداع ، كه در صحيحين مذكور است ، و ديگر ارباب صحاح بر اخراج آن اتفاق دارند ، و ارباب سير هم قديما و حديثا آن را ذكر كردهاند ، برملا تكذيب كرده ، كه
هامش
[ 1 ] الصواعق لابن حجر ص 42 ط القاهرة 1385 .
[ 2 ] المرقاة ج 2 ص 486 .