( از اين عبارت ظاهر است كه حضرت ابو هريره در اوقات امارت خود هر گاه بر صبيان مىگذشت ، و ايشان بشب ببازى غراب مشغول مىبودند ، خود را بحالى كه صبيان شاعر نباشد در زمرهء ايشان مىافكند ، و پاهاى خود را مىزد گويا كه حضرت او مجنون است ، و غرض از اظهار اين حركات مجنونانه وضعت متخبطانه اضحاك صبيان و تطييب قلوب آن زمرهء و الا شان بود ، پس خود را ضحكه صبيان و لعبهء نسوان مىساخت ، و اصلا حياى از جلالت إمارت و رياست و صدارت ارباب نبالت نداشت .
و پر ظاهر است كه هر چند مجرد مزاح و مطايبه مذموم و ملوم نيست لكن بلا شبهه اقدام و جسارت بر حركات مجنونانه ، و ارتكاب چنين ملاعب طفلانه ، قادح مروت و جارح عدالت است .
و نيز شكم پرستى و چيرهدستى حضرت ابو هريره بمرتبهء رسيده كه چون مضيره حضرت او را نهايت مرغوب و محبوب بود ، براى خوردن آن حاضر خوان معاويه خوّان مىگرديد ، براى اظهار تورع و خداپرستى اداى صلاة خلف جناب امير المؤمنين عليه السلام مىكرد ، و هر گاه مردم براى استعجاب و استغراب سئوال از وجه جمع بين الضدين مىنمودند بلا محابا و بلا مبالات باز اظهار جريره شره و قرم خود بمضيرهء آن خبيث الظاهر و السريرة مىنمود ، و مىفرمود كه مضيره معاويه ادسم و اطيب است و صلاة خلف على افضل است ، پس مردم بسبب اعتراف خود آن با انصاف ، او را بشيخ المضيره موسوم ، و بعيب شره و قرم اكل او را موسوم ساختند .
علامه ابو القاسم محمود بن عمر جار اللَّه الزمخشري در كتاب « ربيع الابرار و نصوص الاخبار » گفته ) :
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٨٠