گردد ، كمال شناعت و فظاعت جسارت و خسارت رازى در ايراد اين قدح و جرح ثابت شود
( يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ )
[ 1 ] .
و از قدح و جرح حديث غدير عجيبتر است آنچه رازى در ذكر استدلال بر ابطال آن از قادحين مقدوحين نقل كرده ، كاش صرف بر نقل قدح و جرح اكتفا مىفرمود ، كه ناظرين غير ماهرين را حقيقت حال منكشف نمىشد ، و گمان مىكردند كه شايد در دست قادحين مقدوحين صورت دليلى باشد ، كه بسبب آن بر ابطال اين حديث شريف جسارت كرده باشند .
جواب مؤلف از خرافات فخر رازى در قدح حديث غدير
ليكن از نقل وجه ابطال پرده از روى كار افتاد ، و زيادهتر دانشمندى قادحين حديث شريف ظاهر گرديد ، كه با وصف تعصب و حق كشى ، از زمرهء فضلاء و علماء بل عقلاء هم خارجاند ، و از ديگران چندان تعجب نيست ، كه كار اين حضرات است كه بجاى خويش هفوات غريب مىزنند و خرافات عجيب سر مىدهند ، ليكن كمال عجب از رازى است ، كه به آن تبحر و امعان ، و علو مقام و رفعت شأن ، چنين هفوات واهيه در مقابل شيعه ذكر مىكند ، و به آن دم مباهات مىزند .
امّا قدح اول پس بغايت لغو و واهى است ، و ناشى از سر عناد و گمراهى .
اولا اين حديث مروى بطريق اهل سنت بر شيعه چه قسم حجت خواهد شد ، مىبايد كه اولا روايت نمودن شيعه اين حديث را ، بطريقى كه لائق التفات باشد ، ثابت كنند ، بعد آن باستدلال از آن دست زنند .
و ثانيا آنفا شنيدى كه از افادهء جناب شاهصاحب در صدر « تحفه »
هامش
[ 1 ] الحشر 2 .