سوم آنكه فاضل ابن روزبهان هم بر اهانت جاحظ و نسبت ناصبيت به او دمغ شده و از جارفته ، و محبت او براى جناب امير المؤمنين عليه السلام ثابت ساخته ، و بر نسبت بغض آن حضرت به او ، استهزاء و سخريه آغاز نهاده .
پس هر گاه ابن روزبهان در حمايت جاحظ كوشيده باشد ، چگونه افادات جاحظ و استاد او بر ابن روزبهان حجت نگردد ، خصوصا افادات جاحظ در مدح جناب امير المؤمنين عليه السلام ، كه تصديق آن ابن روزبهان بتصريح هم نموده .
حيث قال في العبارة التي سبق نقلها : « ما ذكر من كلام الجاحظ صحيح لا شك فيه و فضائل علي أكثر من أن تحصى » لكن تأمل در آن نكرده ، كه از اين افادات جاحظ افضليت جناب امير المؤمنين عليه السلام بكمال صراحت واضح است ، و ثبوت افضليت آن حضرت خلافت خلفا را از بيخ برميكند ، و خرافات سنيه هم هباء منبثا مىگردد .
چهارم آنكه حضرت رشيد وحيد بسبب كمال رشادت ، اطناب و اسهاب در اين باب ، اعنى حمايت جاحظ رأس الاوشاب به كار برده .
و نيز مكررا استناد برساله جاحظ در مدح جناب امير المؤمنين عليه السلام نموده .
پس احتجاج و استناد اهل حق بافادات جاحظ مطلقا ، و افادات او در اين « رساله » بالخصوص ، و هم افادات نظام استاد جاحظ ، بر فاضل رشيد حجت باشد ، و هيچ چاره و حيله و تزوير و تدبير ، در جواب از آن در دست اين حضرات نيست .
پنجم آنكه دانستى كه جناب شاهصاحب در حاشيهء باب هفتم « تحفه »
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٣٣