أنيقه ، و تمهيد بارع ، و تبيين ناصع ، و خطاب فاصل ، و جواب فاضل ، و كلام متين ، و مقال زين و بيان رصين ، و تبيان مستبين ، و توضيح وافى ، و تشريح كافى ، و تدقيق صافى ، و تحقيق شافى ، بر ارباب زاكيه ، و اصحاب عقول صافيه ، و اذهان وقّاده ، و خواطر نقّاده ، و قرائح متنوره ، و غرائر متألقه ، واضح و روشن ، و لائح و مبرهن است ، كه همين جاحظ ، كه فخر رازى بمزيد گاوتازى ، و سقيفه سازى ، بقدح و جرح او در حديث دست مىاندازد ، و او را صدر المتبوعين خود مىسازد ، و كشف قناع ، و هتك استار ، و كشف اسرار ، و ابداء عوار ، از قضيهء نامرضيه غصب حق اطهار ، و تصاول و تطاول شيخين عالى مقدار ، بر بتول زهراء فلذه كبد سرور مختار صلى اللَّه عليه و آله الابرار ، مىنمايد ( و كالشمس في رابعة النهار ، و الصبح المشرق البادى الاسفار ) هويدا و آشكار مىسازد ، كه جناب شيخين در خبر خود در نفى ميراث ، از مرتبهء صدق مرتفع ، و در ديده افترا و كذب مستنقع بودند ، و حضرات اهل بيت اخيار از ايشان متظلم بودند ، و بر ايشان احتجاج و استدلال مىكردند ، و مطالبهء حق خود از ايشان مىنمودند ، و باطالهء مناجات و اكثار مراجعت و ملاحات پرداختند ، و شكوى و شكايت و غضب و نكايت ايشان شديد گرديد ، و غضب حضرت فاطمه عليها السلام بمرتبهء رسيد ، كه وصيت فرمود كه ابو بكر بر آن حضرت نماز نخواند ، و از قول جاحظ : فلما منعها حقها الخ ظاهر است كه اولين وساده آراى خلافت منع ميراث حضرت فاطمه عليها السّلام فرموده ، و منع حق آن حضرت و بخس حق آن حضرت نمود و اعتلال كرد بر آن حضرت ، و تحليج در امر آن حضرت به كار برد ، و حضرت فاطمه عليها السّلام از خلافتمآب معاينه تهضم نمودند ، و آن حضرت را يأس از رجوع و نزوع خلافتمآب ، از اصرار بر اضرار اهل بيت اطهار
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 128
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٢٨