و نيز كمال انهماك حضرت رازي و ابن روزبهان در انصاف و مراعات حق ظاهر گرديد ، كه چرا به اين افادات رشيقه جاحظ ايمان نمىآرند ، حال آنكه رازي خودش بكلام جاحظ كه در مقام رد حق سر زده استناد مىكند ، و ابن روزبهان بالخصوص به همين رساله تمسك و استناد مىنمايد .
اهل سنت به علت تعصب بافادات جاحظ در « رساله غراء » اعتناء نمىكنند
و زيادهتر عجب از فاضل رشيد است ، كه اين رساله را رساله غرّا مىنامد ، و نهايت استعجاب از اعمال اغماض از تصنيف اين رساله ظاهر مىسازد ، و باز خودش اعمال اغماض از آن مىنمايد ، كه بر خلاف آن قلاده اعتقاد و تعظيم و تبجيل مفضّلين اغيار بر صاحب ذو الفقار در گردن مىاندازد .
و نيز بايد دانست كه فاضل رشيد در مقامات ديگر نيز به اين رساله جاحظ احتجاج و استناد نموده ، در حقيقت منت عظيم بر اهل حق گذاشته ، كه متانت احتجاج و استدلال ايشان به اين رساله ظاهر ساخته .
پس بدانكه فاضل رشيد در « ايضاح » در بيان قسم دوم از قسم دوم فضيلت مبدأ نسب گفته :
قسم دوم از اين فضيلت آنكه در هر فرد از افراد متصفه به آن مشابه افراد سابقه يافته شود ، به اين طريق كه فضيلت واقعيه ابوين محدث فضيلت واقعيه در ابناء شود ، ( أعم من أن يكون الفضيلة التالية تساوي الفضيلة السابقة أو تزيد عليها أو تنقص منها ) ، مثل آنكه در بعضى اقوام فصاحت لسان و جرأت جنان ، و در بعضى ديگر خلاف آن ، و همچنين در بعضى حميت و عزت فراوان ، ( كما قال صاحب « النواقض » : و في الهاشمية توجد أشد الحمية و العزة ) ، و در بعضى آخر عكس آن ، ( و قس عليها غيرها من الصفات ) متوارث است .