تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
و قصورى ، و در نقل قول از قائل ان ( كائنا من كان ) چه جا از چنين قائل ممدوح جليل الشأن ، لومى و محذورى نيست ، فوا فضيحتاه و وا سوأتاه كه حقيقت حال انكحه اكثر حضرات شافعيه ، و اقدام و جسارتشان مدت عمر بر وطى حلال ، و بودن ازدواج عفيفه‌شان موطوآت قهر ، و مفروشات عهد ، و بودن اولاد امجادشان اولاد حلال ، بر زبان حقايق ترجمان علامه جليل الشأن و مدقق رفيع المكان ، و محقق دوران ، و مستند اوان خود ، حضرت شمس الائمه كردرى ظاهر و باهر گرديد . و نيز از اين عبارت ظاهر است كه مآكل و مشارب و ملابس حضرات شافعيه هم حرام محض است ، و شمس الائمه بسبب مزيد سوزش ، تاب ضبط درد جگر نيافته ، بر اظهار اين همه فضائل و مناقب شافعيه اكتفا و اقتصار نكرده ، افاده فروده آنچه حاصلش اين است كه : تأييد مىكند بيان سابق را و ايضاح مىنمايد آن را اين واقعه هائله ، كه مىبينى تو اعلم شافعيه و ازهد ايشان را ، كه هر گاه متمكن مىشود از اميرى يا وزيرى ، كه باليقين او را ظالم غاشم مىداند ، جارى مىشود با او در هواى او ، و موافقت مىكند با آن ظالم در آنچه خواهش مىكند ، پس مدح مىكند اين اعلم شافعيه و ازهد ايشان ، در روى آن ظالم غاشم به آنچه نيست در او ، تا آنكه كر و كور مىسازد او را ، حال آنكه مذهب اين اعلم شافعيه و ازهد شان اين است كه ، براى اين امير و وزير ولايت بر اولاد صغار او نيست ، نه در باب تزويجشان ، و نه در باب بيع اموالشان ، و نه شراى چيزى بر ايشان ، و نه او را ولايت است بر تزويج بنت بكر بالغه چه جا كه ثابت شود براى او ولايت بر عوام ، و اموال ايتام و اوقاف ، و اموال بيت المال و نيز مذهب اين حضرات آنست كه توليت اين امير و وزير صحيح نيست